graining

[ایالات متحده]/ˈɡreɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡreɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگوی یا بافت یک سطح، به ویژه در چوب یا رنگ؛ روشی برای ایجاد ظاهری شبیه چوب در رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

fine graining

ریز دانه

coarse graining

درشت دانه

grain graining

دانه‌ دانه

texture graining

بافت دانه‌

surface graining

دانه‌ سطحی

grain size graining

اندازه دانه دانه‌

color graining

دانه‌ رنگی

layer graining

دانه‌ لایه‌ای

pattern graining

دانه‌ الگویی

detail graining

دانه‌ جزئی

جملات نمونه

graining the surface of the wood can enhance its texture.

ورقه‌دار کردن سطح چوب می‌تواند بافت آن را بهبود بخشد.

the artist focused on graining techniques to improve her painting.

هنرمند بر روی تکنیک‌های ورقه‌دار کردن تمرکز کرد تا نقاشی خود را بهبود بخشد.

graining is essential for achieving a realistic wood effect in art.

ورقه‌دار کردن برای دستیابی به جلوه‌ای واقع‌گرایانه از چوب در هنر ضروری است.

he spent hours graining the model to ensure it looked authentic.

او ساعت‌ها وقت صرف ورقه‌دار کردن مدل کرد تا مطمئن شود واقعی به نظر می‌رسد.

graining can be done using various tools and techniques.

ورقه‌دار کردن را می‌توان با استفاده از ابزارها و تکنیک‌های مختلف انجام داد.

the graining on the leather gave it a unique character.

ورقه‌دار کردن روی چرم به آن شخصیتی منحصر به فرد بخشید.

learning about graining methods is important for woodworking.

یادگیری در مورد روش‌های ورقه‌دار کردن برای نجاری مهم است.

he admired the graining patterns in the antique furniture.

او به الگوهای ورقه‌دار در مبلمان قدیمی علاقه داشت.

graining can add depth and interest to your design.

ورقه‌دار کردن می‌تواند عمق و جذابیت را به طرح شما اضافه کند.

she experimented with different graining techniques in her project.

او با تکنیک‌های مختلف ورقه‌دار کردن در پروژه خود آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید