grandstanders

[ایالات متحده]/ˈɡrændstændə/
[بریتانیا]/ˈɡrændˌstændər/

ترجمه

n. شخصی که با نمایش چشمگیر توجه یا تحسین را جلب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

grandstander behavior

رفتار خودنمایی

political grandstander

خودنمای سیاسی

grandstander tactics

تاکتیک‌های خودنمایی

not a grandstander

خودنمایی نیست

grandstander mentality

ذهنیت خودنمایی

grandstander remarks

اظهارات خودنمایی

grandstander image

تصویر خودنمایی

grandstander actions

اقدامات خودنمایی

grandstander speech

سخنرانی خودنمایی

media grandstander

خودنمای رسانه

جملات نمونه

the politician was accused of being a grandstander during the debate.

سیاستمدت به به زدن در طول بحث متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید