| جمع | grassfires |
grassfire spread
گسترش آتش علفزار
grassfire risk
خطر آتش علفزار
prevent grassfire
جلوگیری از آتش علفزار
grassfire season
فصل آتش علفزار
grassfire alert
هشدار آتش علفزار
grassfire damage
آسیب ناشی از آتش علفزار
fighting grassfire
مقابله با آتش علفزار
grassfire area
منطقه آتش علفزار
caused by grassfire
ناشی از آتش علفزار
rapid grassfire
آتش علفزار سریع
the rumor spread like a grassfire through the office.
شایعه مانند یک آتشسوزی علفی در سراسر دفتر پخش شد.
the wildfire started as a small grassfire in the dry fields.
آتشسوزی جنگلی به عنوان یک آتشسوزی علفی کوچک در مزارع خشک آغاز شد.
the grassfire quickly consumed the dry underbrush.
آتشسوزی علفی به سرعت علفهای خشک زیر بوتهها را سوزاند.
we watched the grassfire burn across the prairie.
ما تماشاگر آتشسوزی علفی بودیم که در سراسر دشت میسوخت.
the dry conditions made it easy for a grassfire to start.
شرایط خشک باعث شد شروع یک آتشسوزی علفی آسان باشد.
the firefighters battled the raging grassfire for hours.
آتشنشانان ساعتها با آتشسوزی علفی شدید مبارزه کردند.
a grassfire warning was issued for the area.
برای این منطقه هشداری در مورد آتشسوزی علفی صادر شد.
the grassfire threatened to spread to nearby homes.
آتشسوزی علفی تهدید میکرد که به خانههای نزدیک گسترش یابد.
they used controlled burns to prevent a grassfire.
آنها از سوزاندن کنترلشده برای جلوگیری از آتشسوزی علفی استفاده کردند.
the grassfire left a scorched landscape behind.
آتشسوزی علفی یک منظره سوخته پشت سر گذاشت.
the wind fanned the grassfire, making it worse.
باد آتشسوزی علفی را تشدید کرد و آن را بدتر کرد.
the community organized to prevent a devastating grassfire.
جامعه برای جلوگیری از یک آتشسوزی علفی ویرانگر سازماندهی کرد.
grassfire spread
گسترش آتش علفزار
grassfire risk
خطر آتش علفزار
prevent grassfire
جلوگیری از آتش علفزار
grassfire season
فصل آتش علفزار
grassfire alert
هشدار آتش علفزار
grassfire damage
آسیب ناشی از آتش علفزار
fighting grassfire
مقابله با آتش علفزار
grassfire area
منطقه آتش علفزار
caused by grassfire
ناشی از آتش علفزار
rapid grassfire
آتش علفزار سریع
the rumor spread like a grassfire through the office.
شایعه مانند یک آتشسوزی علفی در سراسر دفتر پخش شد.
the wildfire started as a small grassfire in the dry fields.
آتشسوزی جنگلی به عنوان یک آتشسوزی علفی کوچک در مزارع خشک آغاز شد.
the grassfire quickly consumed the dry underbrush.
آتشسوزی علفی به سرعت علفهای خشک زیر بوتهها را سوزاند.
we watched the grassfire burn across the prairie.
ما تماشاگر آتشسوزی علفی بودیم که در سراسر دشت میسوخت.
the dry conditions made it easy for a grassfire to start.
شرایط خشک باعث شد شروع یک آتشسوزی علفی آسان باشد.
the firefighters battled the raging grassfire for hours.
آتشنشانان ساعتها با آتشسوزی علفی شدید مبارزه کردند.
a grassfire warning was issued for the area.
برای این منطقه هشداری در مورد آتشسوزی علفی صادر شد.
the grassfire threatened to spread to nearby homes.
آتشسوزی علفی تهدید میکرد که به خانههای نزدیک گسترش یابد.
they used controlled burns to prevent a grassfire.
آنها از سوزاندن کنترلشده برای جلوگیری از آتشسوزی علفی استفاده کردند.
the grassfire left a scorched landscape behind.
آتشسوزی علفی یک منظره سوخته پشت سر گذاشت.
the wind fanned the grassfire, making it worse.
باد آتشسوزی علفی را تشدید کرد و آن را بدتر کرد.
the community organized to prevent a devastating grassfire.
جامعه برای جلوگیری از یک آتشسوزی علفی ویرانگر سازماندهی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید