grimier

[ایالات متحده]/'graɪmɪ/
[بریتانیا]/'ɡraɪmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف یا آلوده

عبارات و ترکیب‌ها

grimy hands

دست‌های کثیف

grimy walls

دیوارهای کثیف

جملات نمونه

The grimy windows needed to be cleaned.

نفس‌گرفته بودن پنجره‌ها نیاز به تمیز کردن داشتند.

He emerged from the grimy subway station.

او از ایستگاه متروی کثیف بیرون آمد.

The kitchen was grimy and in need of a good scrub.

آشپزخانه کثیف بود و نیاز به یک تمیز کردن خوب داشت.

She wiped her hands on her grimy apron.

او دست‌هایش را روی پیشبند کثیفش پاک کرد.

The grimy walls were covered in graffiti.

دیوارهای کثیف با نقاشی‌های دیواری پوشیده شده بودند.

He found a grimy old book in the attic.

او یک کتاب قدیمی و کثیف در زیرزمین پیدا کرد.

The grimy streets were deserted at night.

خیابان‌های کثیف شب‌ها متروکه بودند.

She wore a grimy old hat to the costume party.

او یک کلاه قدیمی و کثیف به مهمانی لباس پوشید.

The grimy dishes piled up in the sink.

ظروف کثیف در سینک جمع شده بودند.

The grimy alley was a haven for stray cats.

پس‌کوچه‌ی کثیف به پناهگاه گربه‌های ولگرد تبدیل شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید