groanings

[ایالات متحده]/grɔ:niŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای کم، ناواضح که بیانگر درد یا نارضایتی است؛ صدای عمیق و غیژغیژی از نارضایتی یا ناراحتی.

جملات نمونه

He was groaning in pain after the accident.

او بعد از حادثه با درد ناله می‌کرد.

The old man was groaning with each step he took.

مرد پیر با هر قدمی که برمی‌داشت ناله می‌کرد.

She woke up groaning from a terrible nightmare.

او از یک کابوس وحشتناک با ناله از خواب بیدار شد.

The wounded soldier lay on the ground groaning.

سرباز زخمی روی زمین در حالی که ناله می‌کرد دراز کشیده بود.

The dog was groaning with hunger.

سگ از گرسنگی ناله می‌کرد.

The engine was groaning under the strain of the heavy load.

موتور در حالی که تحت فشار بار سنگین بود ناله می‌کرد.

She could hear her stomach groaning with hunger.

او می‌توانست صدای ناله ی معده‌اش را از گرسنگی بشنود.

The tree branches were groaning in the strong wind.

شاخه های درخت در باد شدید ناله می‌کردند.

The floorboards were groaning under the weight of the heavy furniture.

کف‌پوش‌ها در حالی که تحت وزن مبلمان سنگین بودند ناله می‌کردند.

The ship was groaning as it battled against the stormy sea.

کشتی در حالی که با دریاچه طوفانی مبارزه می‌کرد ناله می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید