guilelessness

[ایالات متحده]/[ˈɡaɪləntlɪs]/
[بریتانیا]/[ˈɡaɪləntlɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌گناه؛ ساده‌دلانه؛ خام.
n. کیفیت یا حالت بی‌گناهی؛ سادگی؛ سادگی یا صراحتِ حقیقی.

عبارات و ترکیب‌ها

with guilelessness

با ساده‌دلی

displaying guilelessness

نشان دادن ساده‌دلی

childlike guilelessness

ساده‌دلی مانند کودکان

her guilelessness

ساده‌دلی او

full of guilelessness

پر از ساده‌دلی

lacking guilelessness

فاقد ساده‌دلی

guilelessness shines

ساده‌دلی می‌درخشد

preserves guilelessness

ساده‌دلی را حفظ می‌کند

lost guilelessness

ساده‌دلی گمشده

innocent guilelessness

ساده‌دلی معصومانه

جملات نمونه

her guilelessness charmed everyone she met.

سادگی و صداقت او همه كس را مجذوب خود كرد.

the child's guilelessness was refreshing to see.

سادگی كودك برای دیدن بسیار دلپذیر بود.

he admired her guilelessness and honesty.

او سادگی و صداقت او را تحسین می‌کرد.

maintaining guilelessness in a cynical world is difficult.

حفظ سادگی در دنیای پر از cynicism دشوار است.

the guilelessness of youth is often lost with age.

سادگی جوانی اغلب با افزایش سن از بین می‌رود.

she approached the problem with guilelessness and optimism.

او با سادگی و خوش‌بینی به این مسئله پرداخت.

his guilelessness made him vulnerable to manipulation.

سادگی او او را در برابر دستکاری آسیب‌پذیر می‌کرد.

the dog's guilelessness is endearing to many.

سادگی سگ برای بسیاری جذاب است.

she responded with guilelessness to his harsh words.

او با سادگی به حرف‌های تند او پاسخ داد.

he valued her guilelessness above all else.

او بالاتر از همه چیز، سادگی او را ارزیابی می‌کرد.

the artist captured the essence of guilelessness in her portrait.

هنرمند جوهر سادگی را در پرتره او به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید