gulling people
فریب دادن مردم
gulling others
فریب دادن دیگران
gulling tricks
ترفندهای فریب
gulling tactics
تاکتیکهای فریب
gulling scheme
طرح فریب
gulling game
بازی فریب
gulling story
داستان فریب
gulling methods
روشهای فریب
gulling advice
نصیحتهای فریب
gulling experience
تجربه فریب
he was gulling his friends with tall tales.
او دوستانش را با داستانهای دروغین فریب میداد.
she realized she had been gulling herself about the situation.
او متوجه شد که در مورد وضعیت خود را فریب داده است.
the magician was gulling the audience with his tricks.
جادوگر با شعبدههایش مخاطبان را فریب میداد.
they were gulling the tourists with fake souvenirs.
آنها گردشگران را با سوغاتیهای تقلبی فریب میدادند.
he was gulling his colleagues into believing his lies.
او همکاران خود را فریب میداد تا باور کنند که دروغ میگوید.
she felt guilty for gulling her parents.
او به خاطر فریب دادن والدینش احساس گناه میکرد.
gulling others can lead to serious consequences.
فریب دادن دیگران میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he enjoyed gulling people for fun.
او از فریب دادن مردم برای تفریح لذت میبرد.
gulling is not a trait of a trustworthy person.
فریب دادن ویژگی یک فرد قابل اعتماد نیست.
she was tired of gulling herself about her abilities.
او از فریب دادن خود در مورد تواناییهایش خسته شده بود.
gulling people
فریب دادن مردم
gulling others
فریب دادن دیگران
gulling tricks
ترفندهای فریب
gulling tactics
تاکتیکهای فریب
gulling scheme
طرح فریب
gulling game
بازی فریب
gulling story
داستان فریب
gulling methods
روشهای فریب
gulling advice
نصیحتهای فریب
gulling experience
تجربه فریب
he was gulling his friends with tall tales.
او دوستانش را با داستانهای دروغین فریب میداد.
she realized she had been gulling herself about the situation.
او متوجه شد که در مورد وضعیت خود را فریب داده است.
the magician was gulling the audience with his tricks.
جادوگر با شعبدههایش مخاطبان را فریب میداد.
they were gulling the tourists with fake souvenirs.
آنها گردشگران را با سوغاتیهای تقلبی فریب میدادند.
he was gulling his colleagues into believing his lies.
او همکاران خود را فریب میداد تا باور کنند که دروغ میگوید.
she felt guilty for gulling her parents.
او به خاطر فریب دادن والدینش احساس گناه میکرد.
gulling others can lead to serious consequences.
فریب دادن دیگران میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he enjoyed gulling people for fun.
او از فریب دادن مردم برای تفریح لذت میبرد.
gulling is not a trait of a trustworthy person.
فریب دادن ویژگی یک فرد قابل اعتماد نیست.
she was tired of gulling herself about her abilities.
او از فریب دادن خود در مورد تواناییهایش خسته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید