gunsight

[ایالات متحده]/ˈɡʌnˌsaɪt/
[بریتانیا]/ˈɡʌnˌsaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه هدف‌گیری برای سلاح‌های گرم؛ یک دید اپتیکی بر روی سلاح گرم
Word Forms
جمعgunsights

عبارات و ترکیب‌ها

gunsight view

دیده‌بان مسلسل

through the gunsight

از طریق دیده‌بان مسلسل

gunsight alignment

تراز دیده‌بان مسلسل

adjust the gunsight

تنظیم دیده‌بان مسلسل

gunsight reticle

نیزه‌بین مسلسل

gunsight focus

تمرکز دیده‌بان مسلسل

gunsight calibration

کالیبراسیون دیده‌بان مسلسل

gunsight target

هدف دیده‌بان مسلسل

gunsight adjustment

تنظیم دیده‌بان مسلسل

gunsight position

موقعیت دیده‌بان مسلسل

جملات نمونه

the sniper adjusted his gunsight for better accuracy.

سナイپر برای افزایش دقت، دوربین خود را تنظیم کرد.

she looked through the gunsight to focus on the target.

او از طریق دوربین برای تمرکز بر هدف نگاه کرد.

he practiced aligning his gunsight with the moving target.

او تمرین کرد تا دوربین خود را با هدف متحرک تراز کند.

the gunsight was fogged up, making it hard to see.

دوربین مه گرفته بود و دیدن را دشوار می کرد.

adjusting the gunsight is crucial for long-range shooting.

تنظیم دوربین برای تیراندازی دوربرد بسیار مهم است.

he cleaned the gunsight to ensure a clear view.

او دوربین را تمیز کرد تا دید واضحی داشته باشد.

the gunsight's reticle helped him aim precisely.

نقطه نشانه‌روی دوربین به او کمک کرد تا دقیق هدف گیری کند.

she calibrated her gunsight before the shooting competition.

او قبل از مسابقه تیراندازی دوربین خود را کالیبره کرد.

the instructor taught us how to use the gunsight effectively.

مربی به ما آموزش داد که چگونه از دوربین به طور موثر استفاده کنیم.

he relied on the gunsight to hit the target accurately.

او به دوربین تکیه کرد تا هدف را به طور دقیق بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید