half-hour break
استراحت نیم ساعته
in half-hour
در عرض نیم ساعت
half-hour later
بعد از نیم ساعت
for half-hour
برای نیم ساعت
half-hour wait
منتظر نیم ساعت
half-hour mark
نقطه نیم ساعته
every half-hour
هر نیم ساعت
spent half-hour
نیم ساعت صرف شد
half-hour session
جلسه نیم ساعته
took half-hour
نیم ساعت طول کشید
i spent a half-hour browsing the bookstore.
من نیم ساعت در کتابفروشی گشت و گذار کردم.
the meeting lasted for a half-hour.
جلسه برای نیم ساعت طول کشید.
we waited for a half-hour in the waiting room.
ما نیم ساعت در اتاق انتظار منتظر ماندیم.
the train was delayed by a half-hour.
قطار نیم ساعت تاخیر داشت.
i practiced the piano for a half-hour each day.
من هر روز برای نیم ساعت پیانو تمرین کردم.
the movie started after a half-hour delay.
فیلم بعد از تاخیر نیم ساعته شروع شد.
let's take a half-hour break.
بیایید یک استراحت نیم ساعته بگیریم.
the presentation will be a half-hour long.
ارائه طولانی خواهد بود.
i listened to a podcast for a half-hour.
من برای نیم ساعت به یک پادکست گوش دادم.
the chef spent a half-hour preparing the sauce.
سرآشپز نیم ساعت برای تهیه سس وقت گذاشت.
half-hour break
استراحت نیم ساعته
in half-hour
در عرض نیم ساعت
half-hour later
بعد از نیم ساعت
for half-hour
برای نیم ساعت
half-hour wait
منتظر نیم ساعت
half-hour mark
نقطه نیم ساعته
every half-hour
هر نیم ساعت
spent half-hour
نیم ساعت صرف شد
half-hour session
جلسه نیم ساعته
took half-hour
نیم ساعت طول کشید
i spent a half-hour browsing the bookstore.
من نیم ساعت در کتابفروشی گشت و گذار کردم.
the meeting lasted for a half-hour.
جلسه برای نیم ساعت طول کشید.
we waited for a half-hour in the waiting room.
ما نیم ساعت در اتاق انتظار منتظر ماندیم.
the train was delayed by a half-hour.
قطار نیم ساعت تاخیر داشت.
i practiced the piano for a half-hour each day.
من هر روز برای نیم ساعت پیانو تمرین کردم.
the movie started after a half-hour delay.
فیلم بعد از تاخیر نیم ساعته شروع شد.
let's take a half-hour break.
بیایید یک استراحت نیم ساعته بگیریم.
the presentation will be a half-hour long.
ارائه طولانی خواهد بود.
i listened to a podcast for a half-hour.
من برای نیم ساعت به یک پادکست گوش دادم.
the chef spent a half-hour preparing the sauce.
سرآشپز نیم ساعت برای تهیه سس وقت گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید