half-smile

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈsmaɪl]/
[بریتانیا]/[hæf ˈsmaɪl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لبخند که شادی یا تحسین را کامل نشان نمی‌دهد؛ یک لبخند خفیف؛ یک لبخند مبهم که ترکیبی از احساسات را پیش‌نهاد می‌کند.
v. لبخند خفیف یا مبهم کردن.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

half-smile flickered

خنده‌ای نیمه‌ای لحظه‌ای ظاهر شد

with a half-smile

با یک خنده‌ای نیمه‌ای

her half-smile

خنده‌ای نیمه‌ای او

a half-smile played

خنده‌ای نیمه‌ای ظاهر شد

half-smile appeared

خنده‌ای نیمه‌ای ظاهر شد

caught a half-smile

یک خنده‌ای نیمه‌ای دید

half-smile vanished

خنده‌ای نیمه‌ای ناپدید شد

his half-smile

خنده‌ای نیمه‌ای او

offered a half-smile

یک خنده‌ای نیمه‌ای ارائه کرد

with half-smile

با خنده‌ای نیمه‌ای

جملات نمونه

she gave him a half-smile, unsure of his reaction.

the politician offered a practiced half-smile to the cameras.

he watched her, a half-smile playing on his lips.

her half-smile suggested she knew more than she was saying.

a half-smile flickered across her face as she heard the news.

he responded with a polite half-smile and a nod.

the half-smile didn't reach her eyes, making it seem insincere.

despite the difficult situation, she managed a small half-smile.

he greeted her with a warm half-smile and a friendly wave.

the half-smile on her face betrayed a hint of amusement.

he gave a half-smile, trying to hide his nervousness.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید