hammerings

[ایالات متحده]/'hæmərɪŋ/
[بریتانیا]/'hæmərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای یا فرایند ضربه زدن به چیزی با چکش

جملات نمونه

the 7–0 hammering by the league leaders.

شکست ۷–۰ به دست تیم صدر جدول.

The professor is hammering at an economic problem.

این پروفسور در حال تلاش برای حل یک مسئله اقتصادی است.

her heart was hammering in her breast.

قلبش به شدت در سینه‌اش می‌کوبید.

the sound of a sort of confused hammering and shouting.

صدای نوعی کوبیدن و فریاد زدن گیج.

This machine has the function of hammering and galvanothermy mangle.

این دستگاه دارای عملکرد چکش‌کاری و دستگاه گالوانوترمی است.

The blacksmith is hammering the red-hot metal.

آهنگر دارد فلز سرخ داغ را می‌کوبد.

He is hammering a tack into the wall to hang a picture.

او یک میخ را به دیوار می‌کوبد تا یک عکس را آویزان کند.

he was hammering leather soles on to a pair of small boots.

او در حال چکش‌کاری رویه‌های چرمی روی یک جفت چکمه کوچک بود.

Those people next door have been hammering on the walls again.

آن افرادی که در آن طرف دیوار زندگی می‌کنند دوباره شروع به کوبیدن روی دیوارها کرده‌اند.

When I was young, I once stole some money from my mother. I got a real hammering when she found out.

وقتی جوان بودم، یک بار مقداری پول از مادرم دزدیدم. وقتی او فهمید، کتک خوبی گرفتم.

نمونه‌های واقعی

There was a loud hammering of fists on the boards behind the electric fire.

صدای کوبیدن بلند دست‌ها بر تخته‌ها پشت آتش الکتریکی شنیده می‌شد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

Others are fastening bits of string and hammering tiny pegs into the ground.

افراد دیگر در حال بستن تکه‌هایی از نخ و کوبیدن میخ‌های کوچک به زمین هستند.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

Corrections and court officials are hammering out details.

مسئولان اصلاح و دادگاه در حال نهایی کردن جزئیات هستند.

منبع: NPR News August 2014 Compilation

He looked up, his heart hammering.

او سرش را بلند کرد، قلبش به شدت می‌کوبید.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

I heard a low hammering sound in the bedroom.

صدای کوبیدن ملایمی را در اتاق خواب شنیدم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Cryptocurrencies also took a hammering, fuelled by speculation that regulators are preparing to clamp down on the digital-currency market.

ارزهای دیجیتال نیز با کاهش شدیدی روبرو شدند، زیرا حدس و گمان وجود داشت که تنظیم‌کننده‌ها در حال آماده‌سازی برای سرکوب بازار ارز دیجیتال هستند.

منبع: The Economist (Summary)

The hammering stopped. Somebody inside the chimney piece said, " Shh! "

کوبیدن متوقف شد. کسی داخل دودکش گفت: «شش!»

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

He was holding a little shoe and hammering tacks into it.

او یک کفش کوچک در دست داشت و در حال کوبیدن میخ به آن بود.

منبع: American Elementary English 2

And his pulse was hammering like he was running a marathon.

و نبضش به گونه‌ای می‌کوبید که انگار در حال دویدن ماراتن بود.

منبع: Billions Season 1

But it was China's stockmarkets that took the biggest hammering. The CSI 300 index fell by 25%.

اما بازار سهام چین بیشترین آسیب را متحمل شد. شاخص CSI 300 به میزان 25 درصد کاهش یافت.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید