| جمع | harddisks |
the harddisk crashed and i lost all my files.
هارد دیسک من خراب شد و تمام فایلهای من را از دست دادم.
i need to replace the old harddisk in my computer.
باید هارد دیسک قدیمی کامپیوتر من را جایگزین کنم.
the external harddisk has enough storage for my backups.
هارد دیسک خارجی فضای کافی برای پشتیبانگیری من دارد.
my harddisk is running out of space.
هارد دیسک من از فضا کم میشود.
you should backup your data to an external harddisk.
باید دادههای خود را در یک هارد دیسک خارجی پشتیبانگیری کنید.
the harddisk speed affects overall system performance.
سرعت هارد دیسک بر عملکرد کل سیستم تأثیر میگذارد.
i cloned the harddisk to upgrade to a larger one.
من هارد دیسک را کلون کردم تا بتوانم به یک هارد دیسک بزرگتر ترقیح دهم.
a solid-state drive is faster than a traditional harddisk.
یک دیسک حالت جامد سریعتر از یک هارد دیسک سنتی است.
the harddisk made a strange clicking noise before it failed.
قبل از اینکه هارد دیسک خراب شد، صدای کلیک عجیبی از آن شنیده میشد.
you can partition the harddisk into multiple sections.
میتوانید هارد دیسک را به چند بخش تقسیم کنید.
i defragmented the harddisk to improve efficiency.
من هارد دیسک را تفکیک کردم تا بهرهوری را بهبود بخشیدم.
the harddisk warranty expired last month.
گارانتی هارد دیسک ماه گذشته منقضی شد.
the harddisk crashed and i lost all my files.
هارد دیسک من خراب شد و تمام فایلهای من را از دست دادم.
i need to replace the old harddisk in my computer.
باید هارد دیسک قدیمی کامپیوتر من را جایگزین کنم.
the external harddisk has enough storage for my backups.
هارد دیسک خارجی فضای کافی برای پشتیبانگیری من دارد.
my harddisk is running out of space.
هارد دیسک من از فضا کم میشود.
you should backup your data to an external harddisk.
باید دادههای خود را در یک هارد دیسک خارجی پشتیبانگیری کنید.
the harddisk speed affects overall system performance.
سرعت هارد دیسک بر عملکرد کل سیستم تأثیر میگذارد.
i cloned the harddisk to upgrade to a larger one.
من هارد دیسک را کلون کردم تا بتوانم به یک هارد دیسک بزرگتر ترقیح دهم.
a solid-state drive is faster than a traditional harddisk.
یک دیسک حالت جامد سریعتر از یک هارد دیسک سنتی است.
the harddisk made a strange clicking noise before it failed.
قبل از اینکه هارد دیسک خراب شد، صدای کلیک عجیبی از آن شنیده میشد.
you can partition the harddisk into multiple sections.
میتوانید هارد دیسک را به چند بخش تقسیم کنید.
i defragmented the harddisk to improve efficiency.
من هارد دیسک را تفکیک کردم تا بهرهوری را بهبود بخشیدم.
the harddisk warranty expired last month.
گارانتی هارد دیسک ماه گذشته منقضی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید