hatchels

[ایالات متحده]/'hæʧəl/
[بریتانیا]/'hæʧəl/

ترجمه

n. ابزاری که برای شانه کردن و جدا کردن الیاف، به ویژه کنف، استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hatchel tool

ابزار هچل

hatchel design

طراحی هچل

hatchel method

روش هچل

hatchel model

مدل هچل

hatchel system

سیستم هچل

hatchel process

فرآیند هچل

hatchel analysis

تجزیه و تحلیل هچل

hatchel feature

ویژگی هچل

hatchel application

کاربرد هچل

hatchel technique

تکنیک هچل

جملات نمونه

she wore a hatchel to the party.

او یک هچِل به مهمانی پوشید.

the hatchel was beautifully decorated with flowers.

هچِل به زیبایی با گل تزئین شده بود.

he found an old hatchel in the attic.

او یک هچِل قدیمی در زیرزمین پیدا کرد.

they sell a variety of hatchels at the market.

آنها انواع مختلفی از هچِل ها را در بازار می فروشند.

she prefers a hatchel with a wide brim.

او ترجیح می دهد یک هچِل با لبه پهن بپوشد.

the hatchel protects her from the sun.

هچِل او را از نور خورشید محافظت می کند.

he adjusted his hatchel before going outside.

او قبل از بیرون رفتن، هچِل خود را تنظیم کرد.

the hatchel matched her dress perfectly.

هچِل به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.

during the summer, a hatchel is essential.

در طول تابستان، یک هچِل ضروری است.

the children wore colorful hatchels for the parade.

کودکان برای رژه، هچِل های رنگارنگ پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید