hawkishness

[ایالات متحده]/[ˈhɔːkɪnɪs]/
[بریتانیا]/[ˈhɔːkɪnɪs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت از سیاست خارجی تهاجمی، به ویژه در مورد اقدامات نظامی؛ تمایلی به ترجیح دادن رویکردهای تهاجمی یا رو در روی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hawkishness prevails

غلبۀ دیدگاه‌های سخت

displaying hawkishness

نشان دادن دیدگاه‌های سخت

with hawkishness

با دیدگاه‌های سخت

avoiding hawkishness

اجتناب از دیدگاه‌های سخت

criticizing hawkishness

انتقاد از دیدگاه‌های سخت

rejecting hawkishness

رد دیدگاه‌های سخت

fueled by hawkishness

تحت تأثیر دیدگاه‌های سخت

marked by hawkishness

با ویژگی دیدگاه‌های سخت

exhibiting hawkishness

نشان دادن دیدگاه‌های سخت

despite hawkishness

با وجود دیدگاه‌های سخت

جملات نمونه

the analyst warned of a hawkishness in the federal reserve's stance on inflation.

تحلیلگر نسبت به رویکرد فدرال رزرو در مورد تورم، از سخت‌گیری هشدار داد.

his hawkishness regarding trade policy alienated potential partners.

سخت‌گیری او در مورد سیاست‌های تجاری، شرکای بالقوه را بیگانه کرد.

despite market volatility, the fund manager maintained a hawkishness towards interest rates.

با وجود نوسانات بازار، مدیر صندوق در مورد نرخ بهره، سخت‌گیری خود را حفظ کرد.

the politician's hawkishness on foreign policy drew criticism from some quarters.

سخت‌گیری سیاستمدار در مورد سیاست خارجی، انتقاداتی را از برخی محافل به همراه داشت.

there's growing concern about the hawkishness of the central bank's monetary policy.

نگرانی فزاینده‌ای در مورد سخت‌گیری سیاست پولی بانک مرکزی وجود دارد.

the debate centered on whether to temper the hawkishness of the defense strategy.

بحث بر سر اینکه آیا باید سخت‌گیری استراتژی دفاعی را کاهش داد یا نه، متمرکز بود.

the investor's hawkishness led them to short sell the stock.

سخت‌گیری سرمایه‌گذار باعث شد آن‌ها سهام را بفروشند.

the president's hawkishness towards the negotiating position was well-known.

سخت‌گیری رئیس‌جمهور در مورد موضع مذاکره‌ای به خوبی شناخته شده بود.

a shift away from hawkishness is expected in the coming months.

انتظار می‌رود در ماه‌های آینده تغییراتی از سخت‌گیری صورت گیرد.

the company's hawkishness in cost-cutting measures proved unpopular with employees.

سخت‌گیری شرکت در مورد اقدامات کاهش هزینه، برای کارمندان محبوبیت نداشت.

the commentator criticized the government's hawkishness in dealing with the crisis.

معلق، سخت‌گیری دولت در رسیدگی به بحران را مورد انتقاد قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید