headsman

[ایالات متحده]/ˈhɛdzmən/
[بریتانیا]/ˈhɛdzmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلاد; کاپیتان یک کشتی نهنگ‌گیری; معدنچی زغال‌سنگ در یک معدن
Word Forms
جمعheadsmen

عبارات و ترکیب‌ها

the headsman

جلاد

headsman execution

اجرای جلاد

headsman role

نقش جلاد

headsman duty

وظیفه جلاد

headsman sentence

حکم جلاد

headsman skills

مهارت‌های جلاد

headsman tradition

سنتی جلاد

headsman executioner

اجرا کننده جلاد

headsman judgment

قضاوت جلاد

headsman profession

حرفه جلاد

جملات نمونه

the headsman raised his axe high above his head.

جلاد تبرش را بالای سرش بلند کرد.

in ancient times, the headsman was feared by many.

در زمان‌های قدیم، جلاد توسط بسیاری از مردم ترسیده می‌شد.

the headsman's role was crucial during public executions.

نقش جلاد در اعدام‌های علنی بسیار مهم بود.

the headsman delivered justice with a swift stroke.

جلاد با ضربه‌ای سریع عدالت را اجرا می‌کرد.

many stories are told about the headsman of the village.

داستان‌های زیادی در مورد جلاد روستا نقل می‌شود.

the headsman's identity was often kept a secret.

هویت جلاد اغلب مخفی نگه داشته می‌شد.

people would gather to witness the headsman's work.

مردم برای دیدن کار جلاد جمع می‌شدند.

the headsman faced criticism for his brutal methods.

جلاد به دلیل روش‌های وحشیانه‌اش مورد انتقاد قرار می‌گرفت.

legends say the headsman had a heart of gold.

افسانه می‌گوید جلاد قلبی طلایی داشت.

in folklore, the headsman often had a tragic backstory.

در فولکلور، جلاد اغلب پیشینه‌ای غم‌انگیز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید