headwinds

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌwɪndz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌwɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.وزش‌های قوی باد که در خلاف جهت سفر می‌وزند

عبارات و ترکیب‌ها

headwinds ahead

باد مخالف در پیش است

facing headwinds

در حال مواجهه با باد مخالف

headwinds increase

باد مخالف افزایش می‌یابد

strong headwinds

باد مخالف شدید

headwinds persist

باد مخالف ادامه دارد

mitigating headwinds

کاهش باد مخالف

headwinds challenge

باد مخالف چالش ایجاد می‌کند

overcoming headwinds

غلبه بر باد مخالف

navigating headwinds

عبور از باد مخالف

headwinds impact

اثرات باد مخالف

جملات نمونه

the company faced significant headwinds in the last quarter.

شرکت با چالش‌های مهمی در سه ماهه گذشته روبرو شد.

despite the headwinds, the team managed to exceed their sales targets.

با وجود چالش‌ها، تیم توانست از اهداف فروش خود فراتر رود.

investors are concerned about the headwinds affecting the market.

سرمایه‌گذاران نگران چالش‌هایی هستند که بر بازار تأثیر می‌گذارند.

we need to strategize to overcome the headwinds in our expansion plans.

ما باید برای غلبه بر چالش‌ها در برنامه‌های توسعه خود استراتژی کنیم.

the new regulations present headwinds for small businesses.

قوانین جدید چالش‌هایی را برای کسب و کارهای کوچک ایجاد می‌کند.

our project is encountering headwinds due to budget cuts.

پروژه ما به دلیل کاهش بودجه با چالش‌هایی روبرو است.

headwinds from the economy have slowed down growth.

چالش‌های اقتصادی باعث کاهش رشد شده است.

we must adapt quickly to the headwinds in the industry.

ما باید به سرعت با چالش‌های موجود در صنعت سازگار شویم.

headwinds can often lead to innovative solutions.

چالش‌ها اغلب می‌توانند منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شوند.

facing headwinds is part of any business journey.

رویارویی با چالش‌ها بخشی از هر مسیر کسب و کار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید