heeled

[ایالات متحده]/hiːld/
[بریتانیا]/hild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجهز به پاشنه بلند؛ حمل کننده یک تپانچه
v. به دقت دنبال شده؛ (چیزی را) کج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

well-heeled

آراسته

high-heeled shoes

کفش پاشنه بلند

جملات نمونه

Johnson back-heeled the ball.

جانسون با یک ضربهٔ با پشت پا توپ را به عقب فرستاد.

The ship heeled as it turned.

کشتی با چرخیدن به یک سمت متمایل شد.

The yacht heeled over.

قایق تفریحی به یک سمت واژگون شد.

unladen, the boat heeled to starboard.

بدون بار، قایق به سمت راست متمایل شد.

The ship heeled over in the storm.

کشتی در طوفان به یک سمت واژگون شد.

They heeled the sloop well over, skimming it along to windward.

آنها قایق بادبانی را به خوبی به یک سمت متمایل کردند و آن را در امتداد باد به جلو بردند.

She wore tight trousers and high-heeled mules.

او شلوار تنگ و چکمه‌های مجلسی با پاشنه بلند پوشیده بود.

sequined catsuits were accessorized with cork-heeled shoes.

لباس‌های پوشیده از پولک با کفش‌های پاشنه بلند چوب پنبه تزئین شده بودند.

she teetered after him in her high-heeled sandals.

او با صندل‌های پاشنه بلند خود به دنبال او به تعادل افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید