hellhole

[ایالات متحده]/ˈhɛl.həʊl/
[بریتانیا]/ˈhɛl.hoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که به شدت ناخوشایند یا کثیف است؛ مکانی که وحشتناک یا ترسناک است
Word Forms
جمعhellholes

عبارات و ترکیب‌ها

this hellhole

این جهنم

a hellhole

یک جهنم

total hellhole

جهنم کامل

hellhole city

شهر جهنمی

hellhole place

محل جهنمی

big hellhole

جهنم بزرگ

one hellhole

یک جهنم

real hellhole

جهنم واقعی

that hellhole

آن جهنم

my hellhole

جهنم من

جملات نمونه

living in that hellhole is unbearable.

زندگی در آن جهنم‌گاه طاقت‌فرسا است.

he called the old building a hellhole.

او آن ساختمان قدیمی را جهنم‌گاه نامید.

after the storm, the town looked like a hellhole.

بعد از طوفان، شهر شبیه یک جهنم‌گاه به نظر می‌رسید.

they turned the abandoned factory into a hellhole.

آنها کارخانه متروکه را به یک جهنم‌گاه تبدیل کردند.

the conditions in that prison are a total hellhole.

شرایط در آن زندان یک جهنم‌گاه کامل است.

she described her childhood home as a hellhole.

او خانه دوران کودکی خود را جهنم‌گاه توصیف کرد.

it's hard to believe anyone would live in such a hellhole.

سخت است باور کنید که کسی در چنین جهنم‌گاهی زندگی کند.

the party ended up being a hellhole of chaos.

جشن به یک جهنم‌گاه هرج و مرج تبدیل شد.

he referred to the old neighborhood as a hellhole.

او به آن محله قدیمی به عنوان جهنم‌گاه اشاره کرد.

that place is a hellhole for anyone looking for peace.

آن مکان برای هر کسی که به دنبال آرامش است، یک جهنم‌گاه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید