hells

[ایالات متحده]/[helz]/
[بریتانیا]/[helz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی از رنج و مجازات، به ویژه در پس زمینه زندگی پس از مرگ؛ یک وضعیت بسیار نامطلوب یا دشوار؛ جهنم؛ دنیای مردها.
v. (اغلب به صورت هلن) باعث ایجاد رنج یا مشکل زیاد شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

hells bells

هالس بیلز

hells kitchen

هالس کیچن

hells bent

هالس بنت

go to hell

به دوزخ برو

like hell

مثل دوزخ

hell or high water

دوزخ یا آب بالا

raining hell

دوزخ باران

a hell of

یک دوزخ از

hell's sake

به خاطر دوزخ

hellfire and brimstone

آتش دوزخ و گوگل

جملات نمونه

she froze, staring into the abyss of hells.

او متوقف شد و به چاه تاریکی جهنم نگاه کرد.

the chef added a pinch of hells to the chili.

شکیف یک چیزی از جهنم به فلفل اضافه کرد.

he's going through personal hells right now.

او الان در گذر از جهنم‌های شخصی خود است.

the band's music is a blend of blues and hells.

موسیقی گروه ترکیبی از بلوز و جهنم است.

it was a living hells for the refugees.

این برای پناهندگان یک جهنم زنده بود.

she warned him about the hells of addiction.

او به او درباره جهنم‌های اعتیاد هشدار داد.

the movie depicted a fiery vision of hells.

فیلم یک تصویر گرم از جهنم را نمایش داد.

he felt like he was in the hells of bureaucracy.

او احساس کرد که در جهنم‌های بوروکراسی قرار دارد.

the competition was a hells of a challenge.

رقابت یک چالش جهنمی بود.

navigating the city felt like a descent into hells.

پیمایش شهر مانند یک نزول به جهنم بود.

she described the experience as a personal hells.

او تجربه را به عنوان یک جهنم شخصی توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید