herringbones

[ایالات متحده]/ˈhɛrɪŋbəʊnz/
[بریتانیا]/ˈhɛrɪŋboʊnz/

ترجمه

v. الگوی هارینگبون را بر روی چیزی ایجاد کردن
adj. مرتبط با الگوی هارینگبون
n. الگوی زیگزاگی که شبیه به استخوان ماهی است

عبارات و ترکیب‌ها

herringbones pattern

الگو ماهی بری

herringbones design

طراحی ماهی بری

herringbones fabric

پارچه ماهی بری

herringbones style

سبک ماهی بری

herringbones flooring

کفپوش ماهی بری

herringbones motif

نقش ماهی بری

herringbones weave

بافت ماهی بری

herringbones texture

بافت ماهی بری

herringbones print

چاپی ماهی بری

herringbones trim

تزیین ماهی بری

جملات نمونه

the herringbones pattern adds a touch of elegance to the room.

الگوی ماهی‌پسگی، ظاهری شیک و باوقار به اتاق می‌بخشد.

she wore a beautiful herringbones scarf during the winter.

او یک روسری ماهی‌پسگی زیبا در طول زمستان پوشید.

the designer chose herringbones for the new collection.

طراح، ماهی‌پسگی را برای مجموعه جدید انتخاب کرد.

herringbones are popular in both fashion and home decor.

ماهی‌پسگی هم در مد و هم در دکوراسیون منزل محبوب است.

he decided to install herringbones flooring in his living room.

او تصمیم گرفت کفپوش ماهی‌پسگی را در اتاق نشیمن خود نصب کند.

the herringbones design is timeless and classic.

طرح ماهی‌پسگی جاودانه و کلاسیک است.

she chose a herringbones pattern for her new dress.

او یک الگوی ماهی‌پسگی را برای لباس جدیدش انتخاب کرد.

herringbones can create an illusion of space in small rooms.

ماهی‌پسگی می‌تواند توهمی از فضا را در اتاق‌های کوچک ایجاد کند.

the architect incorporated herringbones into the building's facade.

معمار، طرح ماهی‌پسگی را در نمای ساختمان گنجاند.

her jewelry featured herringbones motifs that were eye-catching.

جواهرات او دارای طرح‌های ماهی‌پسگی بودند که چشم‌نواز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید