holier

[ایالات متحده]/[ˈhɒlɪə]/
[بریتانیا]/[ˈhoʊlɪər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر به خدا یا یک آرمان مذهبی نسبت به دیگران متعهد؛ کسی که به نظر می‌رسد بیشتر به خدا یا یک آرمان مذهبی نسبت به دیگران متعهد است؛ ادعای متدین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

holier than thou

Persian_translation

holier purpose

Persian_translation

seem holier

Persian_translation

holier image

Persian_translation

becoming holier

Persian_translation

holier calling

Persian_translation

far holier

Persian_translation

holier ground

Persian_translation

holier days

Persian_translation

much holier

Persian_translation

جملات نمونه

she always seemed holier than thou, judging everyone else.

او همیشه خود را بهتر از دیگران نشان می‌داد و همه را قضاوت می‌کرد.

he tried to appear holier than he actually was.

او سعی کرد خود را بهتر از آنچه واقعاً بود نشان دهد.

the church felt holier after the renovations were complete.

کلیسای پس از اتمام بازسازی، مقدس‌تر به نظر می‌رسید.

don't be holier than thou; everyone makes mistakes.

خودتان را بهتر از دیگران نشان ندهید؛ همه اشتباه می‌کنند.

the monastery had a holier atmosphere than the city.

صومعه فضایی مقدس‌تر از شهر داشت.

she became holier after spending time at the retreat.

او پس از گذراندن وقت در مرکز بازسازی، مقدس‌تر شد.

he accused her of being holier than god.

او او را به بهتر از خدا نشان دادن متهم کرد.

the ancient relics gave the museum a holier feel.

آثار باستانی به موزه حال و هوای مقدس‌تری بخشیدند.

it's easy to be holier than thou when you're perfect.

وقتی کامل هستید، بهتر از دیگران نشان دادن آسان است.

the holier the person, the more humble they are.

هر چه شخص مقدس‌تر باشد، فروتن‌تر است.

she wasn't holier than anyone else; she was just kind.

او بهتر از دیگران نبود؛ او فقط مهربان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید