holystoning deck
عرشه کشتی
holystoning process
فرآیند خوشنویسی عرشه
holystoning technique
تکنیک خوشنویسی عرشه
holystoning method
روش خوشنویسی عرشه
holystoning tools
ابزارهای خوشنویسی عرشه
holystoning equipment
تجهیزات خوشنویسی عرشه
holystoning service
خدمات خوشنویسی عرشه
holystoning job
کار خوشنویسی عرشه
holystoning area
منطقه خوشنویسی عرشه
holystoning crew
گروه خوشنویسی عرشه
holystoning the deck is essential for maintaining its appearance.
تمیز کردن عرشه برای حفظ ظاهر آن ضروری است.
before the guests arrive, we need to start holystoning.
قبل از ورود مهمانان، باید شروع به تمیز کردن کنیم.
he enjoys holystoning as part of his routine on the boat.
او از تمیز کردن به عنوان بخشی از روال خود در کشتی لذت می برد.
holystoning helps to remove stains and dirt from the surface.
تمیز کردن به حذف لکه ها و کثیفی از سطح کمک می کند.
she taught me the proper technique for holystoning.
او تکنیک مناسب برای تمیز کردن را به من آموزش داد.
regular holystoning can prolong the life of the deck.
تمیز کردن منظم می تواند عمر عرشه را طولانی کند.
after holystoning, the wood looks brand new.
پس از تمیز کردن، چوب مانند نو می شود.
we spent the afternoon holystoning the old boat.
ما بعد از ظهر را به تمیز کردن قایق قدیمی اختصاص دادیم.
holystoning is a labor-intensive but rewarding task.
تمیز کردن یک کار پرزحمت اما پاداش دهنده است.
he learned the art of holystoning from his grandfather.
او هنر تمیز کردن را از پدربزرگ خود آموخت.
holystoning deck
عرشه کشتی
holystoning process
فرآیند خوشنویسی عرشه
holystoning technique
تکنیک خوشنویسی عرشه
holystoning method
روش خوشنویسی عرشه
holystoning tools
ابزارهای خوشنویسی عرشه
holystoning equipment
تجهیزات خوشنویسی عرشه
holystoning service
خدمات خوشنویسی عرشه
holystoning job
کار خوشنویسی عرشه
holystoning area
منطقه خوشنویسی عرشه
holystoning crew
گروه خوشنویسی عرشه
holystoning the deck is essential for maintaining its appearance.
تمیز کردن عرشه برای حفظ ظاهر آن ضروری است.
before the guests arrive, we need to start holystoning.
قبل از ورود مهمانان، باید شروع به تمیز کردن کنیم.
he enjoys holystoning as part of his routine on the boat.
او از تمیز کردن به عنوان بخشی از روال خود در کشتی لذت می برد.
holystoning helps to remove stains and dirt from the surface.
تمیز کردن به حذف لکه ها و کثیفی از سطح کمک می کند.
she taught me the proper technique for holystoning.
او تکنیک مناسب برای تمیز کردن را به من آموزش داد.
regular holystoning can prolong the life of the deck.
تمیز کردن منظم می تواند عمر عرشه را طولانی کند.
after holystoning, the wood looks brand new.
پس از تمیز کردن، چوب مانند نو می شود.
we spent the afternoon holystoning the old boat.
ما بعد از ظهر را به تمیز کردن قایق قدیمی اختصاص دادیم.
holystoning is a labor-intensive but rewarding task.
تمیز کردن یک کار پرزحمت اما پاداش دهنده است.
he learned the art of holystoning from his grandfather.
او هنر تمیز کردن را از پدربزرگ خود آموخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید