hoodwinker

[ایالات متحده]/ˈhʊd.wɪŋ.kər/
[بریتانیا]/ˈhʊd.wɪŋ.kɚ/

ترجمه

n. فریب‌کار؛ کلاهبردار

عبارات و ترکیب‌ها

hoodwinker alert

هشدار فریبکار

hoodwinker tactics

تاکتیک‌های فریبکار

hoodwinker scheme

طرح فریبکار

hoodwinker game

بازی فریبکار

hoodwinker operation

عملیات فریبکار

hoodwinker warning

هشدار فریبکار

hoodwinker strategy

استراتژی فریبکار

hoodwinker plot

توطئه فریبکار

hoodwinker trick

ترفند فریبکار

hoodwinker story

داستان فریبکار

جملات نمونه

the con artist was a notorious hoodwinker.

هنرمند فریب یک فریبکار مشهور بود.

don't let that hoodwinker trick you into buying fake products.

نذارید اون فریبکار شما رو گول کنه تا کالاهای تقلبی بخرید.

hoodwinkers often prey on the unsuspecting.

فریبکارها اغلب به افراد ناآگاه طعمه می‌کنند.

he was a hoodwinker who specialized in scams.

او یک فریبکار بود که در کلاهبرداری تخصص داشت.

the hoodwinker managed to escape before the police arrived.

فریبکار قبل از رسیدن پلیس موفق به فرار شد.

her charm made her an effective hoodwinker.

جاذبه او او را به یک فریبکار موثر تبدیل کرد.

don't be a hoodwinker; always tell the truth.

فریبکار نباشید؛ همیشه حقیقت را بگویید.

the hoodwinker's lies caught up with him eventually.

در نهایت، دروغ‌های فریبکار به او رسید.

it was hard to believe that such a hoodwinker could exist.

باور کردن اینکه چنین فریبکاری وجود دارد، سخت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید