hooky

[ایالات متحده]/ˈhʊki/
[بریتانیا]/ˈhʊki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش‌آموزی که بدون اجازه از مدرسه غیبت می‌کند
v. دزدیدن
adj. دارای قلاب‌های زیاد
Word Forms
جمعhookies

عبارات و ترکیب‌ها

play hooky

غیبت کردن

hooky day

روز دزدی

hooky game

بازی دزدی

hooky friend

دوست دزدی

hooky school

مدرسه دزدی

hooky trip

سفر دزدی

hooky weekend

آخر هفته دزدی

hooky time

زمان دزدی

hooky adventure

ماجراجویی دزدی

hooky fun

سرگرمی دزدی

جملات نمونه

he decided to play hooky from school today.

او تصمیم گرفت امروز از مدرسه فرار کند.

playing hooky can lead to trouble with the teachers.

فرار کردن از مدرسه می‌تواند باعث مشکلات با معلمان شود.

she always feels guilty when she plays hooky.

او همیشه احساس گناه می‌کند وقتی از مدرسه فرار می‌کند.

they planned to play hooky and go to the beach.

آنها برنامه‌ریزی کردند تا از مدرسه فرار کنند و به ساحل بروند.

it's not a good idea to play hooky too often.

این ایده خوبی نیست که زیاد از مدرسه فرار کنید.

he got caught playing hooky and had to face the consequences.

او در حال فرار از مدرسه دستگیر شد و مجبور شد با عواقب روبرو شود.

playing hooky from work can affect your reputation.

فرار کردن از محل کار می‌تواند بر شهرت شما تأثیر بگذارد.

she used to play hooky to hang out with her friends.

او قبلاً برای گذراندن وقت با دوستانش از مدرسه فرار می‌کرد.

he thought about playing hooky but decided against it.

او به فکر فرار از مدرسه بود اما تصمیم گرفت این کار را نکند.

playing hooky might seem fun, but it's risky.

فرار کردن از مدرسه ممکن است جالب به نظر برسد، اما خطرناک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید