hoppling

[ایالات متحده]/ˈhɒpl/
[بریتانیا]/ˈhɑːpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پاها را به هم بستن
n. دستبند پا

عبارات و ترکیب‌ها

hopple along

حرکت آهسته انجام دادن

hopple over

از روی چیزی حرکت کردن

hopple up

بالا رفتن به سختی

hopple down

پایین رفتن به سختی

hopple around

چندین جهت حرکت کردن

hopple back

عقب رفتن به سختی

hopple through

از میان چیزی عبور کردن

hopple in

وارد شدن به سختی

hopple out

خارج شدن به سختی

hopple away

دور شدن به سختی

جملات نمونه

he tried to hopple over the puddle but fell in.

او سعی کرد از روی برکه عبور کند اما افتاد.

the horse began to hopple after stepping on a stone.

اسب بعد از برداشتن سنگ شروع به لنگیدن کرد.

she had to hopple home after twisting her ankle.

او بعد از پیچ خوردن مچ پا مجبور شد با لنگ در خانه برود.

he managed to hopple along the path despite his injury.

او با وجود آسیب دیدگی توانست با لنگ در مسیر حرکت کند.

the dog seemed to hopple after playing too hard.

به نظر می رسید که سگ بعد از بازی زیاد لنگ می زند.

after the accident, she could only hopple to the bus stop.

پس از حادثه، او فقط توانست با لنگ به ایستگاه اتوبوس برود.

he watched the rabbit hopple through the garden.

او نگاه کرد که خرگوش در باغ لنگ می زند.

the child began to hopple as he got tired.

وقتی خسته شد، کودک شروع به لنگیدن کرد.

she had to hopple around the house with her crutches.

او مجبور شد با عصلهای خود در اطراف خانه لنگ کند.

his leg injury made him hopple during the race.

آسیب دیدگی پا باعث شد او در طول مسابقه لنگ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید