hora

[ایالات متحده]/ˈhɔːrə/
[بریتانیا]/ˈhɔːrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساعت؛ رقص گردشی سنتی؛ رقص hora

عبارات و ترکیب‌ها

hora de comer

ساعت غذا خوردن

hora de dormir

ساعت خواب

hora feliz

ساعت خوشحال

hora de salida

ساعت خروج

hora de llegada

ساعت رسیدن

hora de trabajo

ساعت کار

hora de inicio

ساعت شروع

hora de cierre

ساعت بستن

hora de descanso

ساعت استراحت

hora de diversión

ساعت تفریح

جملات نمونه

it's time to have a hora with friends.

وقت آن رسیده که با دوستان یک هورا داشته باشیم.

we should have a hora to celebrate the occasion.

ما باید برای جشن گرفتن مناسبت یک هورا داشته باشیم.

let's have a hora this weekend.

بیایید این آخر هفته یک هورا داشته باشیم.

she loves to have a hora whenever she can.

او هر وقت می تواند عاشق هورا دارد.

do you want to have a hora at my place?

آیا می خواهید در خانه من یک هورا داشته باشید؟

they decided to have a hora to raise funds.

آنها تصمیم گرفتند برای جمع آوری کمک های مالی یک هورا داشته باشند.

having a hora is a great way to unwind.

داشتن یک هورا راهی عالی برای آرامش است.

we can have a hora after the exam.

ما می توانیم بعد از امتحان یک هورا داشته باشیم.

it's always fun to have a hora during holidays.

همیشه سرگرم کننده است که در تعطیلات یک هورا داشته باشیم.

let's plan to have a hora next month.

بیایید برای ماه آینده برنامه ریزی کنیم تا یک هورا داشته باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید