horizons

[ایالات متحده]/həˈraɪ.zənz/
[بریتانیا]/həˈraɪ.zənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی که در آن سطح زمین و آسمان به نظر می‌رسد که به هم می‌رسند؛ دامنه یا محدودیت دانش، تجربه یا علاقه یک فرد

عبارات و ترکیب‌ها

new horizons

افق‌های جدید

broad horizons

افق‌های گسترده

expanding horizons

افق‌های در حال گسترش

limitless horizons

افق‌های بی‌حد و مرز

open horizons

افق‌های باز

future horizons

افق‌های آینده

global horizons

افق‌های جهانی

wider horizons

افق‌های وسیع‌تر

fresh horizons

افق‌های نو

جملات نمونه

traveling can broaden your horizons.

سفر کردن می‌تواند افق دید شما را گسترده کند.

she is always looking for new horizons to explore.

او همیشه به دنبال افق‌های جدید برای کشف کردن است.

education helps to expand one's horizons.

تحصیل به گسترش افق دید یک فرد کمک می‌کند.

he encourages his students to push their horizons.

او از دانش‌آموزانش می‌خواهد تا افق دید خود را گسترش دهند.

reading books can open up new horizons.

خواندن کتاب‌ها می‌تواند افق‌های جدیدی را باز کند.

she believes in exploring beyond her current horizons.

او معتقد است که باید فراتر از افق دید فعلی خود کاوش کرد.

they organized a seminar to discuss global horizons.

آنها یک سمینار برای بحث در مورد افق‌های جهانی برگزار کردند.

art can inspire new horizons of creativity.

هنر می‌تواند الهام‌بخش افق‌های جدید خلاقیت باشد.

he aims to broaden his professional horizons.

او قصد دارد افق‌های حرفه‌ای خود را گسترش دهد.

traveling abroad can significantly widen your horizons.

سفر به خارج از کشور می‌تواند به طور قابل توجهی افق دید شما را گسترده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید