new horizons
افقهای جدید
broad horizons
افقهای گسترده
expanding horizons
افقهای در حال گسترش
limitless horizons
افقهای بیحد و مرز
open horizons
افقهای باز
future horizons
افقهای آینده
global horizons
افقهای جهانی
wider horizons
افقهای وسیعتر
fresh horizons
افقهای نو
traveling can broaden your horizons.
سفر کردن میتواند افق دید شما را گسترده کند.
she is always looking for new horizons to explore.
او همیشه به دنبال افقهای جدید برای کشف کردن است.
education helps to expand one's horizons.
تحصیل به گسترش افق دید یک فرد کمک میکند.
he encourages his students to push their horizons.
او از دانشآموزانش میخواهد تا افق دید خود را گسترش دهند.
reading books can open up new horizons.
خواندن کتابها میتواند افقهای جدیدی را باز کند.
she believes in exploring beyond her current horizons.
او معتقد است که باید فراتر از افق دید فعلی خود کاوش کرد.
they organized a seminar to discuss global horizons.
آنها یک سمینار برای بحث در مورد افقهای جهانی برگزار کردند.
art can inspire new horizons of creativity.
هنر میتواند الهامبخش افقهای جدید خلاقیت باشد.
he aims to broaden his professional horizons.
او قصد دارد افقهای حرفهای خود را گسترش دهد.
traveling abroad can significantly widen your horizons.
سفر به خارج از کشور میتواند به طور قابل توجهی افق دید شما را گسترده کند.
new horizons
افقهای جدید
broad horizons
افقهای گسترده
expanding horizons
افقهای در حال گسترش
limitless horizons
افقهای بیحد و مرز
open horizons
افقهای باز
future horizons
افقهای آینده
global horizons
افقهای جهانی
wider horizons
افقهای وسیعتر
fresh horizons
افقهای نو
traveling can broaden your horizons.
سفر کردن میتواند افق دید شما را گسترده کند.
she is always looking for new horizons to explore.
او همیشه به دنبال افقهای جدید برای کشف کردن است.
education helps to expand one's horizons.
تحصیل به گسترش افق دید یک فرد کمک میکند.
he encourages his students to push their horizons.
او از دانشآموزانش میخواهد تا افق دید خود را گسترش دهند.
reading books can open up new horizons.
خواندن کتابها میتواند افقهای جدیدی را باز کند.
she believes in exploring beyond her current horizons.
او معتقد است که باید فراتر از افق دید فعلی خود کاوش کرد.
they organized a seminar to discuss global horizons.
آنها یک سمینار برای بحث در مورد افقهای جهانی برگزار کردند.
art can inspire new horizons of creativity.
هنر میتواند الهامبخش افقهای جدید خلاقیت باشد.
he aims to broaden his professional horizons.
او قصد دارد افقهای حرفهای خود را گسترش دهد.
traveling abroad can significantly widen your horizons.
سفر به خارج از کشور میتواند به طور قابل توجهی افق دید شما را گسترده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید