| صفت یا فعل حال استمراری | hotfooting |
| زمان گذشته | hotfooted |
| شکل سوم شخص مفرد | hotfoots |
| قسمت سوم فعل | hotfooted |
hotfoot it out of town.
به سرعت از شهر خارج شوید.
he rushed hotfoot to the planning office to object.
او با عجله به دفتر برنامهریزی رفت تا اعتراض کند.
we hotfooted it after him.
ما به سرعت به دنبال او رفتیم.
People coming off work hotfooted it down the street.
افرادی که از سر کار بیرون میآمدند، با سرعت در خیابان به سمت پایین میرفتند.
The children come running hotfoot when they hear tea is ready.
وقتی بچهها میشنوند چای آماده است، با سرعت میآیند.
Once the police arrived, we hotfooted it out of there.
وقتی پلیس رسید، ما با سرعت از آنجا خارج شدیم.
Like Bernard Shaw, he has tickled his readers' funny bone with a cultural hotfoot .
مانند برنارد شاو، او با یک قدم فرهنگی، حس شوخ طبعی خوانندگان خود را تحریک کرده است.
I caught up with Anna, hotfoot from Somerset and also just back from covering the Nato summit.
من با آنا ملاقات کردم، که به سرعت از سومرست آمده بود و به تازگی از پوشش اجلاس ناتو بازگشته بود.
منبع: Financial Times Podcast" No, but don't say it in front of a millionaire. He might think you were giving him the hotfoot" .
نه، اما آن را در حضور یک میلیونر نگو. شاید فکر کند شما در حال دادن "hotfoot" به او هستید.
منبع: The Long Farewell (Part Two)hotfoot it out of town.
به سرعت از شهر خارج شوید.
he rushed hotfoot to the planning office to object.
او با عجله به دفتر برنامهریزی رفت تا اعتراض کند.
we hotfooted it after him.
ما به سرعت به دنبال او رفتیم.
People coming off work hotfooted it down the street.
افرادی که از سر کار بیرون میآمدند، با سرعت در خیابان به سمت پایین میرفتند.
The children come running hotfoot when they hear tea is ready.
وقتی بچهها میشنوند چای آماده است، با سرعت میآیند.
Once the police arrived, we hotfooted it out of there.
وقتی پلیس رسید، ما با سرعت از آنجا خارج شدیم.
Like Bernard Shaw, he has tickled his readers' funny bone with a cultural hotfoot .
مانند برنارد شاو، او با یک قدم فرهنگی، حس شوخ طبعی خوانندگان خود را تحریک کرده است.
I caught up with Anna, hotfoot from Somerset and also just back from covering the Nato summit.
من با آنا ملاقات کردم، که به سرعت از سومرست آمده بود و به تازگی از پوشش اجلاس ناتو بازگشته بود.
منبع: Financial Times Podcast" No, but don't say it in front of a millionaire. He might think you were giving him the hotfoot" .
نه، اما آن را در حضور یک میلیونر نگو. شاید فکر کند شما در حال دادن "hotfoot" به او هستید.
منبع: The Long Farewell (Part Two)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید