hotshot

[ایالات متحده]/'hɒtʃɒt/
[بریتانیا]/'hɑtʃɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحویل سریع; کارشناس; حمل و نقل سریع
adj. ماهر; بسیار سریع
Word Forms
جمعhotshots

جملات نمونه

He is a young hotshot in the tech industry.

او یک فرد موفق جوان در صنعت فناوری است.

The new hotshot designer impressed everyone with her innovative ideas.

طراح جوان و موفق جدید، همه را با ایده های نوآورانه خود تحت تاثیر قرار داد.

She has a reputation for being a hotshot lawyer.

او به عنوان یک وکیل موفق شناخته می شود.

The company hired a hotshot consultant to improve their sales strategy.

شرکت یک مشاور موفق را برای بهبود استراتژی فروش استخدام کرد.

He's a hotshot pilot with years of experience flying commercial jets.

او یک خلبان موفق با سالها تجربه در پرواز با هواپیماهای تجاری است.

The hotshot chef prepared a delicious five-course meal for the VIP guests.

سرآشپز موفق یک غذای پنج نفره خوشمزه برای مهمانان ویژه تهیه کرد.

The young hotshot entrepreneur started his own successful business at the age of 25.

کارآفرین جوان و موفق در سن 25 سالگی کسب و کار موفق خود را راه اندازی کرد.

She's known as the hotshot photographer who captures stunning images of nature.

او به عنوان یک عکاس موفق شناخته می شود که تصاویر خیره کننده ای از طبیعت ثبت می کند.

The hotshot investor made a fortune by investing in tech startups.

سرمایه گذار موفق با سرمایه گذاری در استارت آپ های فناوری ثروت زیادی به دست آورد.

The hotshot athlete broke several records in the recent competition.

ورزشکار موفق در مسابقه اخیر چندین رکورد را شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید