houseman

[ایالات متحده]/'haʊsmən/
[بریتانیا]/'haʊsmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدمتکار مرد یا کمک‌کننده عمومی؛ یک دانشجوی پزشکی که در حال آموزش برای تبدیل شدن به پزشک است
Word Forms
جمعhousemen

جملات نمونه

Smith we will start to serve as soon as President Houseman arrives.

اسمیت، به محض رسیدن رئیس هاوسمن شروع به خدمت خواهیم کرد.

N.B. Please attach COPIES of internship/houseman certificates.

توجه: لطفاً رونوشت گواهی‌های کارآموزی/هاوسمن را پیوست کنید.

The houseman is responsible for cleaning and maintaining the house.

هاوسمن مسئولیت نظافت و نگهداری خانه را بر عهده دارد.

She hired a houseman to help with household chores.

او یک هاوسمن استخدام کرد تا در انجام کارهای خانه کمک کند.

The houseman greeted the guests at the door.

هاوسمن مهمانان را در آستان در به استقبال گرفت.

The houseman prepared meals for the family.

هاوسمن برای خانواده غذا تهیه کرد.

He worked as a houseman in a large mansion.

او به عنوان هاوسمن در یک عمارت بزرگ کار می‌کرد.

The houseman organized the household staff's schedules.

هاوسمن برنامه زمانبندی کارکنان خانگی را سازماندهی کرد.

The houseman managed the household budget efficiently.

هاوسمن بودجه خانگی را به طور موثر مدیریت کرد.

She consulted with the houseman about redecorating the living room.

او با هاوسمن در مورد بازسازی اتاق نشیمن مشورت کرد.

The houseman is in charge of overseeing repairs and maintenance.

هاوسمن مسئولیت نظارت بر تعمیرات و نگهداری را بر عهده دارد.

The houseman ensures that the household runs smoothly.

هاوسمن اطمینان حاصل می‌کند که امور خانه به خوبی پیش می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید