hubriss

[ایالات متحده]/ˈhjuːbrɪs/
[بریتانیا]/ˈhjuːbrɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکبر یا اعتماد به نفس بیش از حد؛ خودبزرگ‌بینی

جملات نمونه

His hubris led to his downfall.

غرور او باعث سقوطش شد.

Her hubris made her unpopular among her colleagues.

غرور او باعث شد که در بین همکارانش محبوب نباشد.

The leader's hubris blinded him to the needs of his team.

غرور رهبر باعث شد که نسبت به نیازهای تیمش کور چشم شود.

Hubris often precedes a great fall.

غرور اغلب پیش‌درآمیز سقوط بزرگ است.

The athlete's hubris cost him the championship.

غرور ورزشکار باعث از دست دادن قهرمانی او شد.

Hubris can be a barrier to personal growth.

غرور می‌تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.

His hubris prevented him from seeking help when he needed it.

غرور او از درخواست کمک در زمان نیاز جلوگیری کرد.

Hubris is often seen as a character flaw.

غرور اغلب به عنوان یک نقص شخصیتی تلقی می‌شود.

The company's hubris led to its eventual downfall.

غرور شرکت باعث سقوط نهایی آن شد.

Hubris can cloud one's judgment.

غرور می‌تواند قضاوت یک فرد را مخدوش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید