| قسمت سوم فعل | humanised |
| زمان گذشته | humanised |
| شکل سوم شخص مفرد | humanises |
| جمع | humanises |
| صفت یا فعل حال استمراری | humanising |
humanise learning
انسانیسازی یادگیری
humanise technology
انسانیسازی فناوری
humanise design
انسانیسازی طراحی
humanise experience
انسانیسازی تجربه
humanise communication
انسانیسازی ارتباطات
humanise business
انسانیسازی کسب و کار
humanise relationships
انسانیسازی روابط
humanise society
انسانیسازی جامعه
humanise work
انسانیسازی کار
humanise culture
انسانیسازی فرهنگ
we need to humanise our approach to customer service.
ما نیاز داریم رویکرد خود را در ارتباط با خدمات مشتری انسانیتر کنیم.
art can help humanise complex social issues.
هنر میتواند به انسانیسازی مسائل اجتماعی پیچیده کمک کند.
it's important to humanise technology in our daily lives.
مهم است که فناوری را در زندگی روزمره خود انسانیتر کنیم.
we should humanise the characters in our stories.
ما باید شخصیتها را در داستانهای خود انسانیتر کنیم.
to humanise our brand, we share personal stories.
برای انسانیتر کردن برند ما، داستانهای شخصی را به اشتراک میگذاریم.
education should aim to humanise the learning experience.
آموزش باید هدف خود را بر انسانیسازی تجربه یادگیری قرار دهد.
we must humanise the data to understand its impact.
ما باید دادهها را انسانیتر کنیم تا تأثیر آن را درک کنیم.
humanising our interactions can lead to better relationships.
انسانیتر کردن تعاملات ما میتواند منجر به روابط بهتر شود.
nonprofits often work to humanise the plight of the needy.
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب برای انسانیسازی وضعیت نیازمندان تلاش میکنند.
humanising the workplace can enhance employee satisfaction.
انسانیتر کردن محیط کار میتواند رضایت شغلی را افزایش دهد.
humanise learning
انسانیسازی یادگیری
humanise technology
انسانیسازی فناوری
humanise design
انسانیسازی طراحی
humanise experience
انسانیسازی تجربه
humanise communication
انسانیسازی ارتباطات
humanise business
انسانیسازی کسب و کار
humanise relationships
انسانیسازی روابط
humanise society
انسانیسازی جامعه
humanise work
انسانیسازی کار
humanise culture
انسانیسازی فرهنگ
we need to humanise our approach to customer service.
ما نیاز داریم رویکرد خود را در ارتباط با خدمات مشتری انسانیتر کنیم.
art can help humanise complex social issues.
هنر میتواند به انسانیسازی مسائل اجتماعی پیچیده کمک کند.
it's important to humanise technology in our daily lives.
مهم است که فناوری را در زندگی روزمره خود انسانیتر کنیم.
we should humanise the characters in our stories.
ما باید شخصیتها را در داستانهای خود انسانیتر کنیم.
to humanise our brand, we share personal stories.
برای انسانیتر کردن برند ما، داستانهای شخصی را به اشتراک میگذاریم.
education should aim to humanise the learning experience.
آموزش باید هدف خود را بر انسانیسازی تجربه یادگیری قرار دهد.
we must humanise the data to understand its impact.
ما باید دادهها را انسانیتر کنیم تا تأثیر آن را درک کنیم.
humanising our interactions can lead to better relationships.
انسانیتر کردن تعاملات ما میتواند منجر به روابط بهتر شود.
nonprofits often work to humanise the plight of the needy.
سازمانهای غیرانتفاعی اغلب برای انسانیسازی وضعیت نیازمندان تلاش میکنند.
humanising the workplace can enhance employee satisfaction.
انسانیتر کردن محیط کار میتواند رضایت شغلی را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید