humanising

[ایالات متحده]/[hjuːmənˌaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmənˌaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انسان‌دوستانه‌تر کردن؛ مهربان‌تر یا دلسوزانه‌تر کردن؛ به تصویر کشیدن یا نشان دادن چیزی در نور انسانی‌تر.
adj. مربوط به یا خدمت به منظور انسان‌دوستانه‌تر یا مهربان‌تر کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

humanising technology

انسانی‌سازی فناوری

humanising effect

اثر انسانی‌سازی

humanising approach

رویکرد انسانی‌ساز

humanising design

طراحی انسانی‌ساز

humanising language

زبان انسانی‌ساز

humanising care

مراقبت انسانی‌ساز

humanising services

خدمات انسانی‌ساز

humanising policies

سیاست‌های انسانی‌ساز

humanising experience

تجربه انسانی‌ساز

humanising interaction

تعامل انسانی‌ساز

جملات نمونه

humanising healthcare is crucial for patient trust and satisfaction.

انسانی‌سازی مراقبت‌های بهداشتی برای جلب اعتماد و رضایت بیماران بسیار مهم است.

the project aimed at humanising the workplace environment for employees.

این پروژه با هدف انسانی‌سازی محیط کار برای کارکنان انجام شد.

we need to focus on humanising our services, not just maximizing profits.

ما باید بر انسانی‌سازی خدمات خود تمرکز کنیم، نه صرفاً افزایش سود.

through storytelling, we can humanise complex data and make it relatable.

از طریق داستان‌گویی، می‌توانیم داده‌های پیچیده را انسانی‌سازی کنیم و آن‌ها را قابل‌درک کنیم.

humanising technology is key to ensuring it serves humanity's best interests.

انسانی‌سازی فناوری کلید اطمینان از این است که به نفع بهترین منافع بشریت خدمت می‌کند.

the campaign sought to humanise the brand and connect with consumers emotionally.

این کمپین به دنبال انسانی‌سازی برند و برقراری ارتباط عاطفی با مصرف‌کنندگان بود.

it's important to humanise the research findings and explain them clearly.

مهم است که یافته‌های تحقیقاتی را انسانی‌سازی کنیم و آن‌ها را به‌طور واضح توضیح دهیم.

humanising the learning experience can make education more engaging and effective.

انسانی‌سازی تجربه یادگیری می‌تواند آموزش را جذاب‌تر و مؤثرتر کند.

the goal was to humanise the bureaucratic process and make it more accessible.

هدف انسانی‌سازی فرآیند اداری و در دسترس‌تر کردن آن بود.

humanising the portrayal of characters in the film made it more impactful.

انسانی‌سازی تصویرسازی شخصیت‌ها در فیلم آن را تأثیرگذارتر کرد.

we are committed to humanising our interactions with customers at every touchpoint.

ما متعهد به انسانی‌سازی تعاملات خود با مشتریان در هر نقطه تماس هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید