hypercritical attitude
نگاه بیش از حد انتقادی
hypercritical remarks
اظهارات بیش از حد انتقادی
hypercritical nature
طبع بیش از حد انتقادی
hypercritical lens
نگاه انتقادی بیش از حد
hypercritical review
بررسی بیش از حد انتقادی
hypercritical feedback
بازخورد بیش از حد انتقادی
hypercritical observer
ناظر بیش از حد انتقادی
hypercritical standards
استانداردهای بیش از حد انتقادی
hypercritical audience
مخاطب بیش از حد انتقادی
hypercritical mindset
نگرش بیش از حد انتقادی
his hypercritical nature often alienates his friends.
طبیعت بسیار انتقادگر او اغلب دوستانش را بیگانه میکند.
she tends to be hypercritical of her own work.
او معمولاً نسبت به خودش در مورد کارش بسیار انتقادگر است.
being hypercritical can hinder personal growth.
بسیار انتقادگر بودن میتواند رشد شخصی را مختل کند.
his hypercritical comments made her doubt her abilities.
اظهارات بسیار انتقادگرانه او باعث شد او تواناییهای خود را زیر سوال ببرد.
many people find her hypercritical attitude exhausting.
بسیاری از مردم رفتار بسیار انتقادگرانه او را خسته کننده میدانند.
hypercritical feedback can be discouraging for students.
بازخورد بسیار انتقادگرانه میتواند برای دانشآموزان دلسردکننده باشد.
his hypercritical view of the movie was unexpected.
دیدگاه بسیار انتقادگرانه او نسبت به فیلم غیرمنتظره بود.
she has a hypercritical eye for detail in her designs.
او در طراحیهای خود، چشم بسیار انتقادگرانه ای برای جزئیات دارد.
being hypercritical can lead to unnecessary stress.
بسیار انتقادگر بودن میتواند منجر به استرس غیرضروری شود.
his hypercritical remarks were not well received by the team.
اظهارات بسیار انتقادگرانه او توسط تیم به خوبی پذیرفته نشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید