hypomanic

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈmænɪk/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈmænɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی جنون‌آمیز; مشخصه‌ی حالت و انرژی بالا

عبارات و ترکیب‌ها

hypomanic episode

احوال حاد دوقطبی

hypomanic state

وضعیت دوقطبی حاد

hypomanic symptoms

علائم دوقطبی حاد

hypomanic behavior

رفتار دوقطبی حاد

hypomanic mood

حالت روحی دوقطبی حاد

hypomanic traits

ویژگی‌های دوقطبی حاد

hypomanic episode duration

مدت زمان اپیزود دوقطبی حاد

hypomanic risk

خطر دوقطبی حاد

hypomanic feelings

احساسات دوقطبی حاد

hypomanic phase

فاز دوقطبی حاد

جملات نمونه

during a hypomanic episode, individuals may feel unusually energetic.

در طول یک دوره حماانی، افراد ممکن است احساس انرژی غیرمعمول بالایی داشته باشند.

she often experiences hypomanic symptoms before important events.

او اغلب قبل از رویدادهای مهم علائم حماانی را تجربه می‌کند.

hypomanic states can lead to increased productivity and creativity.

حالت‌های حماانی می‌توانند منجر به افزایش بهره‌وری و خلاقیت شوند.

people in a hypomanic phase might engage in risky behaviors.

افرادی که در فاز حماانی هستند ممکن است درگیر رفتارهای پرخطر شوند.

hypomanic episodes can sometimes be mistaken for happiness.

گاهی اوقات ممکن است دوره‌های حماانی با خوشحالی اشتباه گرفته شوند.

managing hypomanic symptoms can be challenging for many.

مدیریت علائم حماانی می‌تواند برای بسیاری از افراد چالش‌برانگیز باشد.

therapy can help individuals cope with hypomanic phases.

درمان می‌تواند به افراد کمک کند تا با فازهای حماانی کنار بیایند.

hypomanic individuals may have racing thoughts and rapid speech.

افراد حماانی ممکن است افکار سریع و گفتار سریع داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید