| جمع | icepicks |
icepick attack
حمله با یخدندان
icepick murder
قتل با یخدندان
icepick wounds
زخمهای ناشی از یخدندان
icepick weapon
سلاح یخدندان
icepick stabbing
خنجر زدن با یخدندان
icepick grip
گرفتن یخدندان
icepick tool
ابزار یخدندان
icepick handle
دسته یخدندان
icepick marks
علامتهای ناشی از یخدندان
icepick blade
تیغه یخدندان
he used an icepick to break the ice for the party.
او از یک یخشکن برای شکستن یخ برای مهمانی استفاده کرد.
she carefully picked up the icepick from the kitchen drawer.
او با دقت یخشکن را از کشوی آشپزخانه برداشت.
the icepick is essential for carving sculptures from ice.
یخشکن برای کندن مجسمههای یخی ضروری است.
he accidentally dropped the icepick on his foot.
او به طور تصادفی یخشکن را روی پایش انداخت.
she used the icepick to chip away at the frozen surface.
او از یخشکن برای کندن سطح یخ زده استفاده کرد.
the chef demonstrated how to use an icepick safely.
سرآشپز نحوه استفاده ایمن از یخشکن را نشان داد.
he found an old icepick in the garage.
او یک یخشکن قدیمی در گاراژ پیدا کرد.
using an icepick can be dangerous if not handled properly.
استفاده از یخشکن در صورت عدم استفاده صحیح میتواند خطرناک باشد.
she carries an icepick in her backpack for camping.
او یک یخشکن را در کولهپشتی خود برای کمپینگ حمل میکند.
the icepick was stuck in the block of ice.
یخشکن در بلوک یخ گیر کرده بود.
icepick attack
حمله با یخدندان
icepick murder
قتل با یخدندان
icepick wounds
زخمهای ناشی از یخدندان
icepick weapon
سلاح یخدندان
icepick stabbing
خنجر زدن با یخدندان
icepick grip
گرفتن یخدندان
icepick tool
ابزار یخدندان
icepick handle
دسته یخدندان
icepick marks
علامتهای ناشی از یخدندان
icepick blade
تیغه یخدندان
he used an icepick to break the ice for the party.
او از یک یخشکن برای شکستن یخ برای مهمانی استفاده کرد.
she carefully picked up the icepick from the kitchen drawer.
او با دقت یخشکن را از کشوی آشپزخانه برداشت.
the icepick is essential for carving sculptures from ice.
یخشکن برای کندن مجسمههای یخی ضروری است.
he accidentally dropped the icepick on his foot.
او به طور تصادفی یخشکن را روی پایش انداخت.
she used the icepick to chip away at the frozen surface.
او از یخشکن برای کندن سطح یخ زده استفاده کرد.
the chef demonstrated how to use an icepick safely.
سرآشپز نحوه استفاده ایمن از یخشکن را نشان داد.
he found an old icepick in the garage.
او یک یخشکن قدیمی در گاراژ پیدا کرد.
using an icepick can be dangerous if not handled properly.
استفاده از یخشکن در صورت عدم استفاده صحیح میتواند خطرناک باشد.
she carries an icepick in her backpack for camping.
او یک یخشکن را در کولهپشتی خود برای کمپینگ حمل میکند.
the icepick was stuck in the block of ice.
یخشکن در بلوک یخ گیر کرده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید