illiberality of thought
بیمنظورگی در تفکر
illiberality in politics
بیمنظورگی در سیاست
illiberality towards others
بیمنظورگی نسبت به دیگران
illiberality of views
بیمنظورگی در نظرات
illiberality in society
بیمنظورگی در جامعه
illiberality of expression
بیمنظورگی در بیان
illiberality in education
بیمنظورگی در آموزش
illiberality of opinion
بیمنظورگی در عقیده
illiberality in culture
بیمنظورگی در فرهنگ
illiberality of policies
بیمنظورگی در سیاستها
his illiberality towards different cultures is concerning.
بیاحترام بودن او نسبت به فرهنگهای مختلف نگرانکننده است.
illiberality can hinder social progress and understanding.
بیمنظور بودن میتواند پیشرفت و درک اجتماعی را مختل کند.
she faced criticism for her illiberality in political discussions.
او به دلیل بیمنظور بودنش در بحثهای سیاسی مورد انتقاد قرار گرفت.
illiberality often leads to division within communities.
بیمنظور بودن اغلب منجر به تفرقه در جوامع میشود.
his illiberality prevented him from making new friends.
بیمنظور بودنش مانع از دوست شدن او با افراد جدید شد.
illiberality is a barrier to effective communication.
بیمنظور بودن مانعی برای برقراری ارتباط موثر است.
we must confront illiberality to foster inclusivity.
ما باید با بیمنظور بودن مقابله کنیم تا فراگیری را ترویج کنیم.
his illiberality was evident in his refusal to listen.
بیمنظور بودنش در امتناع او از گوش دادن آشکار بود.
illiberality can be challenged through education and dialogue.
میتوان با آموزش و گفتگو با بیمنظور بودن مقابله کرد.
her illiberality made it difficult to reach a consensus.
بیمنظور بودنش رسیدن به اجماع را دشوار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید