| شکل سوم شخص مفرد | immingles |
| صفت یا فعل حال استمراری | immingling |
| زمان گذشته | immingled |
| قسمت سوم فعل | immingled |
immingle freely
آزادانه ترکیب شدن
immingle together
با هم ترکیب شدن
immingle smoothly
به طور روان ترکیب شدن
immingle closely
به طور نزدیک ترکیب شدن
immingle naturally
به طور طبیعی ترکیب شدن
immingle harmoniously
به طور هماهنگ ترکیب شدن
immingle easily
به راحتی ترکیب شدن
immingle effectively
به طور موثر ترکیب شدن
immingle beautifully
به زیبایی ترکیب شدن
immingle uniquely
به طور منحصر به فرد ترکیب شدن
in the garden, flowers and herbs immingle beautifully.
در باغ، گلها و گیاهان به زیبایی با هم مخلوط میشوند.
different cultures immingle at the festival.
فرهنگهای مختلف در جشنواره با هم مخلوط میشوند.
the flavors of spices immingle in the pot.
عطر و طعم ادویهها در قابلمه با هم مخلوط میشوند.
as the music played, voices immingle in harmony.
همانطور که موسیقی پخش میشد، صداها با هماهنگی با هم مخلوط میشدند.
in the city, modernity and tradition immingle.
در شهر، مدرنیته و سنت با هم مخلوط میشوند.
people from different backgrounds immingle at the conference.
افرادی با پیشینههای مختلف در کنفرانس با هم مخلوط میشوند.
the colors of the sunset immingle across the sky.
رنگهای غروب خورشید در سراسر آسمان با هم مخلوط میشوند.
in the soup, the ingredients immingle to create a rich flavor.
در سوپ، مواد با هم مخلوط میشوند تا طعم غنی ایجاد کنند.
as they danced, their spirits immingle in joy.
همانطور که میرقصیدند، ارواحشان با شادی با هم مخلوط میشدند.
during the meeting, ideas immingle to spark innovation.
در طول جلسه، ایدهها با هم مخلوط میشوند تا نوآوری را ایجاد کنند.
immingle freely
آزادانه ترکیب شدن
immingle together
با هم ترکیب شدن
immingle smoothly
به طور روان ترکیب شدن
immingle closely
به طور نزدیک ترکیب شدن
immingle naturally
به طور طبیعی ترکیب شدن
immingle harmoniously
به طور هماهنگ ترکیب شدن
immingle easily
به راحتی ترکیب شدن
immingle effectively
به طور موثر ترکیب شدن
immingle beautifully
به زیبایی ترکیب شدن
immingle uniquely
به طور منحصر به فرد ترکیب شدن
in the garden, flowers and herbs immingle beautifully.
در باغ، گلها و گیاهان به زیبایی با هم مخلوط میشوند.
different cultures immingle at the festival.
فرهنگهای مختلف در جشنواره با هم مخلوط میشوند.
the flavors of spices immingle in the pot.
عطر و طعم ادویهها در قابلمه با هم مخلوط میشوند.
as the music played, voices immingle in harmony.
همانطور که موسیقی پخش میشد، صداها با هماهنگی با هم مخلوط میشدند.
in the city, modernity and tradition immingle.
در شهر، مدرنیته و سنت با هم مخلوط میشوند.
people from different backgrounds immingle at the conference.
افرادی با پیشینههای مختلف در کنفرانس با هم مخلوط میشوند.
the colors of the sunset immingle across the sky.
رنگهای غروب خورشید در سراسر آسمان با هم مخلوط میشوند.
in the soup, the ingredients immingle to create a rich flavor.
در سوپ، مواد با هم مخلوط میشوند تا طعم غنی ایجاد کنند.
as they danced, their spirits immingle in joy.
همانطور که میرقصیدند، ارواحشان با شادی با هم مخلوط میشدند.
during the meeting, ideas immingle to spark innovation.
در طول جلسه، ایدهها با هم مخلوط میشوند تا نوآوری را ایجاد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید