imperatively

[ایالات متحده]/[ɪmˈpɪrətɪvli]/
[بریتانیا]/[ɪmˈpɪrəˌtɪvli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی اجباری؛ به شدت؛ به گونه‌ای که نیاز به اقدام یا رعایت فوری دارد؛ با استفاده از زبان یا لحنی اجباری.

عبارات و ترکیب‌ها

imperatively speaking

به طور اجباری در حال صحبت

imperatively required

به طور اجباری مورد نیاز

imperatively necessary

به طور اجباری ضروری

imperatively important

به طور اجباری مهم

imperatively needed

به طور اجباری مورد نیاز

imperatively stated

به طور اجباری بیان شده

imperatively dictates

به طور اجباری دیکته می‌کند

imperatively acting

به طور اجباری عمل می‌کند

imperatively follow

به طور اجباری دنبال کنید

imperatively insist

به طور اجباری اصرار کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید