the company impliments strict quality control measures.
شرکت اقدام به اجرای کنترل کیفیت سختگیرانه میکند.
the chef uses traditional cooking impliments.
شکیف از وسایل پخت و پز سنتی استفاده میکند.
our team impliments innovative strategies.
تیم ما اقدام به اجرای استراتژیهای نوآورانه میکند.
the gardener relies on basic impliments.
باغبان به وسایل پایهای متکی است.
the software impliments advanced security features.
نرمافزار اقدام به اجرای ویژگیهای امنیتی پیشرفته میکند.
the school impliments a new curriculum.
مدرسه اقدام به اجرای یک محتوا جدید میکند.
the surgeon prepares specialized surgical impliments.
جراح وسایل جراحی ویژه را آماده میکند.
the mechanic organizes his tools and impliments.
تکنسیان ابزارها و وسایل خود را سازماندهی میکند.
the program successfully impliments environmental safeguards.
برنامه بهطور موفقیتآمیزی اقدام به اجرای اقدامات حفاظتی محیطی میکند.
the artist selects various painting impliments.
هنرمند وسایل مختلف نقاشی را انتخاب میکند.
the laboratory impliments rigorous safety protocols.
آزمایشگاه اقدام به اجرای پروتکلهای امنیتی ریچار میکند.
the farmer uses essential farming impliments.
کشاورز از وسایل ضروری کشاورزی استفاده میکند.
the company impliments strict quality control measures.
شرکت اقدام به اجرای کنترل کیفیت سختگیرانه میکند.
the chef uses traditional cooking impliments.
شکیف از وسایل پخت و پز سنتی استفاده میکند.
our team impliments innovative strategies.
تیم ما اقدام به اجرای استراتژیهای نوآورانه میکند.
the gardener relies on basic impliments.
باغبان به وسایل پایهای متکی است.
the software impliments advanced security features.
نرمافزار اقدام به اجرای ویژگیهای امنیتی پیشرفته میکند.
the school impliments a new curriculum.
مدرسه اقدام به اجرای یک محتوا جدید میکند.
the surgeon prepares specialized surgical impliments.
جراح وسایل جراحی ویژه را آماده میکند.
the mechanic organizes his tools and impliments.
تکنسیان ابزارها و وسایل خود را سازماندهی میکند.
the program successfully impliments environmental safeguards.
برنامه بهطور موفقیتآمیزی اقدام به اجرای اقدامات حفاظتی محیطی میکند.
the artist selects various painting impliments.
هنرمند وسایل مختلف نقاشی را انتخاب میکند.
the laboratory impliments rigorous safety protocols.
آزمایشگاه اقدام به اجرای پروتکلهای امنیتی ریچار میکند.
the farmer uses essential farming impliments.
کشاورز از وسایل ضروری کشاورزی استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید