implosive

[ایالات متحده]/ɪmˈpləʊsɪv/
[بریتانیا]/ɪmˈploʊsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی که توسط یک مکانیزم انفجاری تولید می‌شود
adj. تشکیل شده توسط انفجار داخلی؛ بسته

عبارات و ترکیب‌ها

implosive sound

صدای انفجاری

implosive consonant

همخوان انفجاری

implosive language

زبان انفجاری

implosive force

نیروی انفجاری

implosive effect

اثر انفجاری

implosive mechanism

مکانیزم انفجاری

implosive action

عملکرد انفجاری

implosive strategy

استراتژی انفجاری

implosive technique

تکنیک انفجاری

implosive structure

ساختار انفجاری

جملات نمونه

the implosive nature of the event surprised everyone.

طبیعت فروپاشی‌گونه‌ی رویداد، همه را شگفت‌زده کرد.

his implosive anger made it hard for him to communicate.

خشم فروپاشی‌گونه‌ی او باعث می‌شد ارتباط برقرار کردن برایش دشوار باشد.

the implosive force of the explosion was devastating.

قدرت ویرانگر انفجار، فروپاشی‌گونه بود.

she had an implosive reaction to the criticism.

واکنش او به انتقاد، فروپاشی‌گونه بود.

the implosive dynamics of the situation were complex.

پویایی‌های فروپاشی‌گونه‌ی وضعیت پیچیده بودند.

his implosive personality often led to misunderstandings.

شخصیت فروپاشی‌گونه‌ی او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

the implosive design of the building was innovative.

طراحی فروپاشی‌گونه‌ی ساختمان نوآورانه بود.

they studied the implosive behavior of certain materials.

آنها رفتار فروپاشی‌گونه‌ی برخی مواد را مطالعه کردند.

the implosive strategy proved effective in negotiations.

استراتژی فروپاشی‌گونه در مذاکرات مؤثر بود.

her implosive thoughts often went unexpressed.

افکار فروپاشی‌گونه‌ی او اغلب بیان نمی‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید