importuned

[ایالات متحده]/ˌɪmpɔːˈtjuːnd/
[بریتانیا]/ˌɪmpɔːrˈtuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را با درخواست‌های مکرر آزار دادن یا مزاحم شدن؛ از کسی درخواست خدمات جنسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

importuned him

او را اصرار کرد

importuned for help

برای کمک اصرار کرد

importuned her

او را اصرار کرد

importuned by friends

توسط دوستان اصرار کرد

importuned repeatedly

به طور مکرر اصرار کرد

importuned for advice

برای مشاوره اصرار کرد

importuned for support

برای حمایت اصرار کرد

importuned for favors

برای لطف اصرار کرد

importuned by colleagues

توسط همکاران اصرار کرد

importuned to act

برای اقدام اصرار کرد

جملات نمونه

she importuned him for help with her project.

او از او برای کمک به پروژه اش درخواست کرد.

the children importuned their parents for a trip to the amusement park.

کودکان والدین خود را برای یک سفر به شهربازی اصرار کردند.

he importuned his friends to join him on the hike.

او از دوستانش خواست که به او در پیاده‌روی بپیوندند.

the activist importuned the government to take action on climate change.

فعال خواستار اقدام دولت در مورد تغییرات آب و هوایی شد.

she importuned her boss for a raise.

او از رئیس خود برای افزایش حقوق درخواست کرد.

he importuned her to reconsider his proposal.

او از او خواست پیشنهاد خود را دوباره در نظر بگیرد.

the dog importuned its owner for food.

سگ از صاحبش برای غذا اصرار کرد.

they importuned the committee for more funding.

آنها از کمیته برای تامین مالی بیشتر اصرار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید