importuning behavior
رفتار آزاردهنده
importuning requests
درخواستهای آزاردهنده
importuning tactics
تاکتیکهای آزاردهنده
importuning actions
اقدامات آزاردهنده
importuning pleas
خواهشهای آزاردهنده
importuning demands
مطالبات آزاردهنده
importuning situations
شرایط آزاردهنده
importuning messages
پیامهای آزاردهنده
importuning encounters
دیدارهای آزاردهنده
importuning instances
موارد آزاردهنده
he was importuning her for a favor.
او برای انجام یک لطف از او درخواست مکرر می کرد.
the child kept importuning his parents for a new toy.
کودک مدام از والدینش برای یک اسباب بازی جدید درخواست می کرد.
she felt uncomfortable with his importuning questions.
او با سؤالات مکرر او احساس ناراحتی می کرد.
importuning for assistance can sometimes lead to unexpected help.
درخواست کمک مکرر گاهی اوقات می تواند منجر به کمک غیرمنتظره شود.
he was importuning his friends to join the trip.
او از دوستانش می خواست در سفر با او همراه شوند.
importuning the manager for a raise proved to be futile.
درخواست افزایش حقوق از مدیر بی حاصل بود.
she was importuning him to reconsider his decision.
او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.
they were importuning the committee for more funding.
آنها از کمیته درخواست بودجه بیشتر می کردند.
despite his importuning, she remained firm in her refusal.
با وجود درخواست های مکرر او، او در امتناع خود مصمم ماند.
importuning strangers for help can be risky.
درخواست کمک از غریبه ها می تواند خطرناک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید