importuning

[ایالات متحده]/ˌɪmpɔːˈtjuːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɪmpərˈtuːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم از کسی چیزی خواستن؛ خود را برای جلب مشتریان فاحشه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

importuning behavior

رفتار آزاردهنده

importuning requests

درخواست‌های آزاردهنده

importuning tactics

تاکتیک‌های آزاردهنده

importuning actions

اقدامات آزاردهنده

importuning pleas

خواهش‌های آزاردهنده

importuning demands

مطالبات آزاردهنده

importuning situations

شرایط آزاردهنده

importuning messages

پیام‌های آزاردهنده

importuning encounters

دیدارهای آزاردهنده

importuning instances

موارد آزاردهنده

جملات نمونه

he was importuning her for a favor.

او برای انجام یک لطف از او درخواست مکرر می کرد.

the child kept importuning his parents for a new toy.

کودک مدام از والدینش برای یک اسباب بازی جدید درخواست می کرد.

she felt uncomfortable with his importuning questions.

او با سؤالات مکرر او احساس ناراحتی می کرد.

importuning for assistance can sometimes lead to unexpected help.

درخواست کمک مکرر گاهی اوقات می تواند منجر به کمک غیرمنتظره شود.

he was importuning his friends to join the trip.

او از دوستانش می خواست در سفر با او همراه شوند.

importuning the manager for a raise proved to be futile.

درخواست افزایش حقوق از مدیر بی حاصل بود.

she was importuning him to reconsider his decision.

او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.

they were importuning the committee for more funding.

آنها از کمیته درخواست بودجه بیشتر می کردند.

despite his importuning, she remained firm in her refusal.

با وجود درخواست های مکرر او، او در امتناع خود مصمم ماند.

importuning strangers for help can be risky.

درخواست کمک از غریبه ها می تواند خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید