incarcerations

[ایالات متحده]/[ˌɪŋkɑːsɪˈreɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌɪŋkɑːrˈsɪrəʃənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت حبس بودن در زندان؛ زندان؛ عمل حبس کردن فرد در زندان؛ تعداد افرادی که در زندان‌ها نگهداری می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

reduce incarcerations

کاهش زندان‌ها

mass incarcerations

زندان‌‎های دسته‌جمعی

preventing incarcerations

جلوگیری از زندان‌ها

increased incarcerations

افزایش زندان‌ها

lengthy incarcerations

زندان‌های طولانی‌مدت

post-incarceration support

حمایت پس از زندان

addressing incarcerations

رسیدگی به زندان‌ها

recidivism after incarceration

عود مجدد پس از زندان

incarceration rates

نرخ زندان‌ها

incarceration system

سیستم زندان

جملات نمونه

the rising number of incarcerations raises serious concerns about prison overcrowding.

افزایش تعداد زندانیان نگرانی‌های جدی در مورد ازدحام زندان‌ها ایجاد می‌کند.

mandatory minimum sentencing laws often lead to longer incarcerations.

قوانین حداقل مجازات اجباری اغلب منجر به افزایش مدت زمان زندان می‌شود.

rehabilitation programs aim to reduce recidivism and the cycle of incarcerations.

برنامه‌های توان‌افزایی هدف کاهش دوباره جرم و پیشگیری از چرخه زندان‌ها هستند.

disparities in the justice system contribute to disproportionate incarcerations of minority groups.

نابرابری‌ها در سیستم قضایی به زندانی شدن نامتناسب گروه‌های اقلیت کمک می‌کند.

the cost of incarcerations places a significant burden on taxpayers.

هزینه زندان‌سازی بار قابل توجهی بر دوش مالیات‌دهندگان قرار می‌دهد.

alternatives to incarcerations, such as community service, are being explored.

frequent incarcerations can have devastating effects on families and communities.

زندان‌سازی مکرر می‌تواند اثرات ویرانگری بر خانواده‌ها و جوامع داشته باشد.

data on incarcerations reveals trends in crime and punishment.

اطلاعات مربوط به زندان‌سازی روندهای جرم و مجازات را نشان می‌دهد.

the length of incarcerations varies depending on the severity of the crime.

مدت زمان زندان‌سازی بسته به شدت جرم متفاوت است.

reducing unnecessary incarcerations is a key goal of criminal justice reform.

کاهش زندان‌سازی غیرضروری یک هدف کلیدی از اصلاحات عدالت کیفری است.

life-long incarcerations are a harsh punishment for some crimes.

زندان‌سازی مادام‌العمر یک مجازات سخت برای برخی از جرایم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید