incurvation

[ایالات متحده]/ˌɪn.kɜːˈveɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌɪn.kɜrˈveɪ.ʃən/

ترجمه

n. عمل انحنا به سمت داخل؛ یک انحنا یا خم
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sharp incurvation

انحنای تند

gentle incurvation

انحنای ملایم

significant incurvation

انحنای قابل توجه

curved incurvation

منحنی

internal incurvation

انحنای داخلی

external incurvation

انحنای خارجی

incurvation angle

زاویه انحنا

incurvation effect

اثر انحنا

incurvation pattern

الگوی انحنا

incurvation degree

درجه انحنا

جملات نمونه

the incurvation of the road made driving difficult.

منحنی بودن جاده رانندگی را دشوار می‌کرد.

she noticed the incurvation of the tree trunk over the years.

او در طول سال‌ها به انحنای تنه درخت توجه کرد.

the incurvation in the design adds a unique aesthetic.

انحنا در طراحی، یک زیبایی منحصر به فرد اضافه می‌کند.

incurvation can affect the performance of the structure.

انحنا می‌تواند بر عملکرد سازه تأثیر بگذارد.

the artist used incurvation to create depth in the sculpture.

هنرمند از انحنا برای ایجاد عمق در مجسمه استفاده کرد.

incurvation of the spine can lead to health issues.

انحنای ستون فقرات می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

they studied the incurvation of light in different mediums.

آنها انحنای نور را در رسانه‌های مختلف مطالعه کردند.

the incurvation of the lens affects the focus of the camera.

انحنای لنز بر فوکوس دوربین تأثیر می‌گذارد.

incurvation in the graph indicates a trend over time.

انحنا در نمودار نشان‌دهنده یک روند در طول زمان است.

the incurvation of the bridge was designed for aesthetic appeal.

انحنای پل برای جذابیت بصری طراحی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید