indurating

[ایالات متحده]/ɪnˈdjʊəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈdʊrəteɪɪŋ/

ترجمه

v. سخت کردن یا سخت شدن؛ تشکیل زخم‌های پوستی یا بی‌حس شدن؛ عمیق شدن یا تثبیت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

indurating process

فرآیند سخت‌سازی

indurating agent

عامل سخت‌کننده

indurating material

مواد سخت‌کننده

indurating treatment

درمان سخت‌کننده

indurating effect

اثر سخت‌کننده

indurating phenomenon

پدیده سخت‌کننده

indurating conditions

شرایط سخت‌کننده

indurating stage

مرحله سخت‌سازی

indurating factor

عامل سخت‌کننده

indurating solution

راه حل سخت‌کننده

جملات نمونه

his indurating attitude made it difficult to resolve the conflict.

نگاه غیرقابل انعطاف او باعث شد حل اختلاف دشوار شود.

over time, the indurating soil became less fertile.

با گذشت زمان، خاک سخت شده کمتر حاصلخیز شد.

the indurating process of the material is crucial for its durability.

فرآیند سخت شدن ماده برای دوام آن بسیار مهم است.

she noticed an indurating feeling in her hands after the workout.

او پس از تمرین، احساس سفتی در دست هایش متوجه شد.

indurating emotions can lead to unresolved issues.

احساسات سخت و غیرقابل انعطاف می توانند منجر به مسائل حل نشده شوند.

the artist's indurating style reflects a deep understanding of form.

سبک سخت و غیرقابل انعطاف هنرمند نشان دهنده درک عمیقی از فرم است.

indurating habits can be hard to break.

عادات سخت و غیرقابل انعطاف را می توان به سختی شکست.

the indurating effects of time can change landscapes completely.

اثرات سخت و غیرقابل انعطاف زمان می تواند مناظر را به طور کامل تغییر دهد.

his indurating resolve impressed everyone in the team.

اراده سخت و غیرقابل انعطاف او همه را در تیم تحت تاثیر قرار داد.

indurating challenges can strengthen one's character.

چالش های سخت و غیرقابل انعطاف می توانند شخصیت یک فرد را تقویت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید