ineffectualness

[ایالات متحده]/ˌɪnɪˈfektʃuəlnəs/
[بریتانیا]/ˌɪnɪˈfektʃuəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بی‌کارآیی؛ نبود کارآیی یا توانایی تولید نتایج مطلوب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep ineffectualness

بی‌کاری عمیق

utter ineffectualness

بی‌کاری کامل

political ineffectualness

بی‌کاری سیاسی

bureaucratic ineffectualness

بی‌کاری اداری

their ineffectualness

بی‌کاری آن‌ها

overcome ineffectualness

پیروزی بر بی‌کاری

ineffectualness of policy

بی‌کاری سیاست

ineffectualnesses

بی‌کاری‌ها

widespread ineffectualness

بی‌کاری گسترده

growing ineffectualness

بی‌کاری در حال رشد

جملات نمونه

the ineffectualness of the new policy became apparent within weeks of its implementation.

بی‌کاری سیاست جدید در ماه‌های کوتاهی پس از اجرای آن آشکار شد.

many voters expressed frustration with the political party's ineffectualness in addressing economic issues.

بسیاری از انتخاب کنندگان ناراحتی خود را در مورد بی‌کاری حزب سیاسی در مواجهه با مسائل اقتصادی بیان کردند.

the ineffectualness of traditional teaching methods has prompted educators to seek new approaches.

بی‌کاری روش‌های آموزشی سنتی باعث شده است که آموزگاران به دنبال رویکردهای جدید باشند.

she felt a deep sense of ineffectualness after her repeated attempts to change the system failed.

پس از شکست تلاش‌های مکرر خود برای تغییر سیستم، او احساس بی‌کاری عمیقی داشت.

the committee's ineffectualness was evident in their inability to make any decisive recommendations.

بی‌کاری کمیته در عدم توانایی ارائه هرگونه توصیه قاطعی آشکار بود.

growing ineffectualness of the regulatory body has raised serious concerns among consumer advocates.

افزایش بی‌کاری بدن监管 باعث نگرانی جدی در میان دفاع کنندگان مصرف کنندگان شده است.

the ineffectualness of international sanctions in bringing about political change has been widely discussed.

بی‌کاری تحریم‌های بین‌المللی در ایجاد تغییر سیاسی به طور گسترده بحث می‌شود.

his ineffectualness as a leader was marked by his reluctance to make difficult decisions.

بی‌کاری او به عنوان رهبر با عدم تمایل او به اتخاذ تصمیمات دشوار مشخص می‌شود.

the ineffectualness of the current healthcare system has become a central topic in the election.

بی‌کاری سیستم بهداشتی فعلی به یک موضوع مرکزی در انتخابات تبدیل شده است.

we observed the gradual ineffectualness of the security measures over the six-month period.

ما کاهش تدریجی اثربخشی اقدامات امنیتی را در طول شش ماه مشاهده کردیم.

the ineffectualness of early intervention programs highlights the need for more comprehensive strategies.

بی‌کاری برنامه‌های دخول زودهنگام نیاز به استراتژی‌های جامع‌تر را نشان می‌دهد.

cultural factors contribute to the ineffectualness of certain rehabilitation approaches.

عوامل فرهنگی به بی‌کاری برخی رویکردهای بازتوانی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید