infixing

[ایالات متحده]/ɪnˈfɪksɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈfɪksɪŋ/

ترجمه

vt. وارد کردن یا چاپ کردن در چیزی\nn. یک افیکس؛ کلمه‌ای که درون کلمه دیگر وارد شده است

عبارات و ترکیب‌ها

infixing process

فرآیند پسوند

infixing rules

قوانین پسوند

infixing technique

تکنیک پسوند

infixing method

روش پسوند

infixing example

مثال پسوند

infixing pattern

الگوی پسوند

infixing language

زبان پسوند

infixing structure

ساختار پسوند

infixing analysis

تجزیه و تحلیل پسوند

infixing strategy

استراتژی پسوند

جملات نمونه

infixing can change the meaning of a word.

واج‌افزودن می‌تواند معنای یک کلمه را تغییر دهد.

she is infixing some elements into her writing.

او برخی عناصر را در نوشته‌های خود درج می‌کند.

infixing is a common practice in linguistics.

واج‌افزودن یک عمل رایج در زبان‌شناسی است.

they are infixing new ideas into their project.

آنها ایده‌های جدیدی را در پروژه خود درج می‌کنند.

infixing can create interesting word forms.

واج‌افزودن می‌تواند اشکال جالبی از کلمات ایجاد کند.

understanding infixing helps in language learning.

درک از واج‌افزودن به یادگیری زبان کمک می‌کند.

infixing often occurs in informal speech.

واج‌افزودن اغلب در گفتار غیررسمی رخ می‌دهد.

he enjoys experimenting with infixing in poetry.

او از آزمایش با واج‌افزودن در شعر لذت می‌برد.

infixing can add emphasis to a word.

واج‌افزودن می‌تواند تأکید را به یک کلمه اضافه کند.

many languages use infixing as a grammatical feature.

بسیاری از زبان‌ها از واج‌افزودن به عنوان یک ویژگی دستوری استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید