inflexion

[ایالات متحده]/ɪn'flekʃən/
[بریتانیا]/ɪn'flɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییر در زیر و بم یا لحن، مدولاسیون، منحنی، پیچ و خم، نقطه عطف.

عبارات و ترکیب‌ها

grammatical inflexion

تغییرات دستوری

verbal inflexion

تغییرات فعل

morphological inflexion

تغییرات مورفولوژیکی

inflexion point

نقطه انعطاف

نمونه‌های واقعی

God will recognize his angels by the inflexions of their voices and by their secret sighs.

خداوند از انعطاف صداها و آه های پنهان، فرشتگان خود را تشخیص خواهد داد.

منبع: Eugénie Grandet

Now upward and downward inflexion, downward inflexion is often used to say this is the way it is; there's no other way.

اکنون انعطاف رو به بالا و رو به پایین، انعطاف رو به پایین اغلب برای گفتن این‌گونه است؛ راه دیگری وجود ندارد، استفاده می‌شود.

منبع: Big Think Super Thoughts

A woman opened the door. She looked at me, then she spoke rapidly to the little girl in Italian, with a rising inflexion, then a pause, interrogatory.

یک زن در را باز کرد. او به من نگاه کرد، سپس به سرعت با دختربچه به زبان ایتالیایی صحبت کرد، با انعطاف رو به بالا، سپس مکثی پرسشی.

منبع: The Sound and the Fury

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید