initialisation

[ایالات متحده]/ɪˌnɪʃ.ə.laɪˈzeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ɪˌnɪʃ.ə.laɪˈzeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند شروع چیزی یا راه‌اندازی آن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

initialisation process

فرآیند راه‌اندازی

initialisation time

زمان راه‌اندازی

initialisation sequence

توالی راه‌اندازی

initialisation error

خطای راه‌اندازی

initialisation phase

فاز راه‌اندازی

initialisation routine

روال راه‌اندازی

initialisation state

وضعیت راه‌اندازی

initialisation file

فایل راه‌اندازی

initialisation variable

متغیر راه‌اندازی

initialisation script

اسکریپت راه‌اندازی

جملات نمونه

the initialisation of the software took longer than expected.

راه‌اندازی نرم‌افزار بیشتر از حد مورد انتظار طول کشید.

we need to check the initialisation parameters before running the program.

ما باید پارامترهای راه‌اندازی را قبل از اجرای برنامه بررسی کنیم.

initialisation is a crucial step in the setup process.

راه‌اندازی یک مرحله حیاتی در فرآیند راه‌اندازی است.

the initialisation sequence must be followed carefully.

توالی راه‌اندازی باید با دقت دنبال شود.

after initialisation, the system will be ready for use.

پس از راه‌اندازی، سیستم آماده استفاده خواهد بود.

errors during initialisation can lead to system failures.

خطاها در هنگام راه‌اندازی می‌توانند منجر به خرابی سیستم شوند.

proper initialisation ensures optimal performance of the application.

راه‌اندازی مناسب، عملکرد بهینه برنامه را تضمین می‌کند.

the initialisation process includes several important steps.

فرآیند راه‌اندازی شامل چند مرحله مهم است.

make sure to save your work before the initialisation completes.

مطمئن شوید که قبل از اتمام راه‌اندازی، کار خود را ذخیره کنید.

initialisation can sometimes be automated for convenience.

راه‌اندازی گاهی اوقات می‌تواند برای راحتی خودکار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید